گفت و گو با سیده طلوع
شیرین نظیری 
بانوسیده طلوع درود برشما!
سپاسگزارم که به پرسش ما درزمینه این گفت وگو پاسخ مثبت داده ووقت گذاشتید تا سخنان چند پیرامون شخص شما ،فعالیت های انجمن همبستگی وخشونت دربرابر زنان افغانستان که هرروزبه نوع ازانحأ رو به گسترش است، گفت وگویی داشته باشیم.
بانوشیرین نظیری نخست ازهمه میخواهم از فعالیت های شما درعرصه کار بازنان افغانستانکه در دیارغربت و دورازمیهن،ایفا مینمایید.قلبا اظهارسپاس وخورسندی نمودهوخواهان موفقیت های هرچه بیشترتانمیباشم .
خدمت شما وخواننده گان ارجمند،سلام ها و تمنیات نیک خویش را تقدیم داشتهو ازلطف و توجه تان که گویا مرا در زمره زنان سرشناس افغانستان محسوب نموده اید .اظهارقدردانی می نمایم.
اسم من سیده و طلوع تخلص میکنم در یک فامیل روشنفکر درکابل در کوچه بنام ریکاخانه چشم به جهانگشوده ام .ازتحصیلات متوسطه مسلکی طبی درعرصه خدمات صحی رشته قابلگیفارغ التحصیل شدم ومدت۱۴سال درینرشته مهم وحیاتی مصدرخدمت به هم میهنان عزیزم درشهرهای کابل ،پلخمری وحیرتان گردیدم.افزونبرآن مدتی را هم درمتوسطه مسلکی طبی به صفتآموزگارایفای وظیفه نموده ام.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریدm
صحنه سیاسی درزمین سیاست آرام آرام آرایشی قابل فهم به خود میگیرد . تلاشها ازهرسو شدت گرفته است . همه مدعیان مشغول رایزنی های سیاسی هستند . به هزارویک دلیل ؛ این روزها کسی با پائین ومردم کاری ندارد ؛ امیدی و ربطی هم به مردم ندارد . تمام تلاشها در پیوند ازبالا گره خورده است . این یک تصویرنسبتا واقعی از بیرون زمین به داخل زمین سیاست است. جریانات موسوم به سلطنت حول رضا پهلوی؛ جریان مجاهدین ؛ جریان موسوم به اصلاح طلبان حکومتی..و بالاخره تلاشهای اولیه نیروهای موسوم به چپ که حول اتحادی درمیان خودشان مشغول نشست و برخواست هستند .
نورمحمد غفوری
نظام انتخاباتی رکن اساسی و محوری نظام های دموکراسی بوده که سایر ارزشهای دموکراتیک در کشور به ماحول آن دور میخورد. انتخابات در کشورهای دموکراتیک تعداد کثیری از نخبه گان سیاسی و کتله های وسیع مردم را به تحرک میآورد. فعالین سیاسی به پست های مختلف انتخابی مانند کرسی های شوراهای محلی، شوراهای ولسوالی ها، شوراهای ناحیوی، شاروالی ها، شوراهای ولایتی، پارلمان و ریاست جمهوری خویشتن را کاندید مینماید و در بین مردم جامعه به فعالیت سیاسی بخاطر جلب آرای شان فعالیت مینمایند. احزاب سیاسی نیز در دوره های انتخابی به فعالیت های سیاسی و اقناعی خویش شدت میدهد و جلسات اعضای خویش و محافل مردمی را به انواع مختلف سازماندهی مینماید. این فعالیتهای فعالین سیاسی و احزاب برای بدست آوردن آرای مردم، تحرک قوی را در بین مردم ایجاد نموده، باعث بیداری، علاقمندی و آگاهی سیاسی افراد جامعه گردیده و در تشکل ارادۀ عمومی ملی نقش بسزای را بازی مینماید. اهمیت انتخابات از این هم هویدا میگردد که در مورد آن هزارها عنوان مقالات و صدها جلد کتابهای تحقیقاتی، تحلیلی علمی و معلوماتی به رشتۀ تحریر درآمده است.
نعمت حسینی
خزان بود. باد که می وزید، عالم عالم برگ، برگ زرد، برگ نارنجی وسبز وشاید هم برگهایی به رنگهای دیگر، می بارید. وقتی باد خشم می گرفت وهو می زد، برگها رااز این سوی حویلی به آن سوی حویلی پُف
می کرد، شماری از آنها را می برد و محکم می زد به دیوار. نور ضعیف و کمرنگی که از پنجره اتاق به حویلی می تابید، بازی باد با برگ ها را به تصویر می کشید. آنسوی پنجره در داخل اتاق، سه نفر بودند.
دو زن ویک کودک. زنی که پیر بود بالای جای نماز نشسته درحال دعا خواندن بود . کودک آن طرفتر نشسته بود. او فردا امتحان داشت. امتحان رسم داشت، برای امتحان رسم کاردستی می ساخت. او یک خانه می ساخت. سه دیوار خانه را ساخته بود وسرگرم ساختن دیوار چهارمی آن بود. هرقدر می کوشید، دیوار چهارمی را سر جایش نصب نماید نمی توانست. آب بینی اش جمع شده بود در نوک بینی اش و در حال چکیدن بود. کودک از دل تنگی یا بی دلتنگی، سرش را که بلند کرد، چشمش افتاد به زن پیر . با شتاب آب بینی اش را با پشت دست پاک کردو بلند صدا زد:
ـــ بی بی جان! بی بی جان! پدرم را دعاکنید ... دعا کنید که بخیر احوالش بیاید. بی بی جان با اشاره سر به کودک جواب مثبت داده ، درحالی که چشمانش را بسته گرفته است ، به دعا کردن ادامه می دهد .
داسې خو څـوک نکړي مشره ،هيردې خپل وګړي کړل
خپل دې ټول پردي کــړل،رقيبان دې خپل ملګري کړل
ودې کــــــــــړل پخپله مشره،بل څوک ملامت نـه د ي
خپل دې کـــړل کمزوري مشره،دوې دې پياوړي کړل
هرڅه چور رقيب کـــــړل خوتهمت مشره په مونږ کوې
دوې زمونږ دکــــــــورا وکهول ،هرڅه دړې وړې کـــړل
