ښځه مور ده، ښځه خور ده
ښځه ترور، ښځه ننګور ده
ښځه مورد بشريت ده
څوک ئې ځوی دی، څوک ئې لورده
مرتب: ملیحه ترکانی
در سالیکه گشت زیادتر از همه سالهای دیگر زنان افغانستان در فقر و تنگدستی ، تجاوز، خود سوزی، سوگواری بخاطر ازدست دادن
عزیزان خود، مهاجرت به دیار بیگانگان و در زادگاه خود در زیر خیمه ها، ازدواجهای اجباری و بیسوادی دست به گریبان بودند.
آمار رسیده از سال 2013 نشان میدهد که اضافه از سه هزار زن به خود سوزی و خود کشی و اضافه تراز هزاران زن دیگر مورد تجاوز زورمندان و جنگسالاران قرار گرفته اند و اين نشان ميدهد كه هنوز زنانی زیادی مجبور به خودکشی، خودسوزی، فرار از منزل و تحمل رنجها و درد های طاقت فرسای میباشند و این بر علاوه 150000 زن و کودک است که به خاطر دوام جنگهای داخلی، بمباردمان های بیرویۀ نیروهای ایساف خانه های شان ویران گردیده روستا و و منطقه بودباش خود را گذاشته و در اطراف شهر های بزرگ با شرایط ناگواری زندگی میکنند.
طاعون بنیادگرایی مذهبی با قرار گرفتن مجرمین جنگی طالب و مجاهد در سکو های دولت امریکایی به بهانه های گوناگون روی همه بدبختی های زنان سایه انداخته است. اخباری که طی سال 2013 رسیده است در تمام ولایات افغانستان از تجاوز به زنان، قتل، فروش و سلب آزادی های آنان توسط همین سرتمداران قدرت دولتی یا پشتیبانی و یا هم به عدم پیگیری مواجه شده است.
آمار های سازمان های معتبر بین المللی گویای این حقیقت است که هفتاد وپنج در صد دختران زیر سن قانونی خلاف میل خود شان به شوهر داده میشوند و یا مورد معامله قرار میگیرند. و قوانین ناقص حذف خشونت و احوال شخصیه زنان که از طرف دولت به تصویب رسیده است هم به فراموشی سپرده شده است.
قسمت نهم
بخش اول
صدیق راهی
زنده گی روند وقوع رویداد ها و پیش آمد های فراوان است ؛ زنده گی پروسۀ مرتبط وبه هم پیوستۀ است که انسان در گذرگۀ آن قرار گرفته و میتواند با توانمندیها وشایستگی های لازم ، با خردمندی و تعقل در آن ره پوید و خالق هست کرده های باشد که باعث افتخار خودش و مجامع انسانی گردد؛ آنطوریکه تاریخ هستی انسان ها وجود بهترین نگاره ها وتصویرها را از زیستن ها ، پائیدن ها، پافشردنها، خروشیدن ها و رزمایش های پر افتخار کتله های انسانها بدست ما میدهد وبر ما واجب میدارد تا ما هم رزمنده گان بی پس گرد و نا پشیمان این نبردگاه ای پر جلال ، پر شکوه و با عظمت تلاش های انسانی باشیم که با راستی و صداقت تمام این رزم با شکوه و سرافرازانه را دنبال نمائیم و به پایان فاتحانه اش برسانیم. اینست مراد و منزل پرعظمت تلاشهای انسانهای وارسته و پیراسته ، هدفمند و با خرد که در میان طوفان های سهمناک ولرزش آور جنبش های پر تحرک توده های میلیونی اشتراک میورزند ودر پایان کار نقش ها و چهره های عظیم الشأن شان به حیث اندیشه وران نجاتبخش زنده گانی توده های مردم ثبت صفحات زرین تاریخ جوشش ها و مبارزات مردمی میگردد وپیروزمندانه چهره گشائي مینمایند . اما تمام این ها را که از بالا گفته آمدیم دریغا که در مورد خانم بهأ صداقت پیدا نمیکند زیرا که وی از این نژاد ، از این تبارو از این نسل خروشندۀ بیباک و دلاور نیست که حقیقت سرا باشد و کلام پر صلابت راستی و صداقت را بر محراب تاریخ بنشاند تا در قلوب واذهان مردم با تمام صفا و صمیمیت رسوخ نماید وبه باور یقینی ایشان مبدل گردد.
محمد عالم افتخار
پیشاپیش به مثابه یک مژده گانی و تحفه و یک دستاورد ارزشمند جنبش نجات بخش و پیشروانه مان؛ کتاب تازه و جذاب و نور افشان جناب رزاق مأمون (( ببر های مهربان )) را خدمت عزیزان معرفی میدارم که اخیراً سایت بزرگ آریایی انتشار داده است:
http://www.ariaye.com/ketab/mamoon/mamoon2.pdf
آرزومندم که همه شیفته گان و تشنه گان اطلاعات و روشنایی و حقیقت؛ این اثر را به نیکویی و اما با استقلال رأی و نقادانه مطالعه بفرمایند و منجمله به طریق چاپ و تکثیر سعی نمایند که سایر دوستان و عزیزان هم از آن بهره ور شوند. کمینه مسرور از آنم که سخنانی که خیلی قبل در مورد جناب مأمون؛ حینیکه آماج دسایس تیره و تاری قرار گرفته بودند؛ از قلم من جاری شده بود؛ به جا و درست بوده است:
نریمان درانی
انتقاد، بخش مهمی از آزادى بيان است! بقول بومارشه روزنامه نگارمعروف فرانسوی:"تا آزادی انتقاد درکارنباشد، ستایش ارزنده ای نیز نمیتواند وجود داشته باشد." همین جمله بیش ازیکصد سال است که بصورت شعار در سرلوحۀ روزنامۀ فیگاروی فرانسه بچاپ میرسد.(دکترشفا،تولددیگر،ص 35) واین نمایانگر اهمیت ازادی انتقاد است.
در کشورهای پیشرفتۀ جهان،که مبتنی برنظام دموکراسی و مردم سالاری اند، آزادی بيان واندیشه وآزادی انتقاد ،جوهر مطبوعات و رسانه های جمعی ورکن اساسی دموکراسی و رمز موفقیت آن کشورها به حساب میرود. بدون آزادی بيان و بدون آزادی قلم واندیشه وانتقاد ، دموکراسی معنا و مفهومی ندارد. فقط با آزادی بيان و مطبوعات ورسانه هاست که دموکراسی تفسيرو تمثيل ميشود. با انتقاد از کمی ها و کاستی های دولتمردان و گردانندگان برنامه های اجتماعی، اقتصادی ، فرهنگی و سياسی دريک جامعه است که ميتوان جلو کجروی ها راگرفت و مسئولين امور را متوجه نقص کارشان نمود. آزادی بیان ورسانه ها در اصلاح کارها و رفع اشتباهات وپيشبرد برنامه های اجتماعی و اقتصادی،دریک جامعه اهمیت بسزائی دارد و مردم را ، از روند کار های دولت آگاه و مطمئن می سازد. پس لازم است تا از آزادی بیان و ازادی مطبوعات وازادی قلم و اندیشه حمایت کرد وبا نظامهای که در صدد خفه کردن آزادی بیان ومطبوعات اند ونویسندگان وژورنالیسان آزاد وغیر وابسته را از گفتن ونوشتن حقایق منع میکنند واز این طریق میخواهند آزادی بیان ومطبوعات را در بند بکشند بایستی با تمام توان به مبارزه برخاست وآنرا محکوم و تقبیح نمود.
مقالات دیگر...
- ارمان
- افغانستان؛ آمادهِ "تجدد و رونسانس" است نه مهیای "برگشت طالبان"
- مادری گفت
- دروغ های بیشتر وهرزه سرائي های بیشتر
- تحلیلی بر سخنپرانی اخیر کرزی صاحب
- نگینه و ستاره
- ماوې کاشکې او لکه زرکه
- زنان سرشناس افغانستان
- کینه توزی در تاریخ نگاری مردود است !
- تغیر نام انجمن صنایع دستی افغانی به انجمن مدد رسانی افغانی
