مونږافغانان یو،مونږد بل چابندګي نه منو
که غلامي د ژوندون شرط وي،زندګي نه منو
مونږ په دنیاکی له ازله خدای آزاد پیدایو
مونږ په ټول ژوند کی د بل ھیچابندګي نه منو
مونږ افغانان ځانته د ژوند ، افغاني لاره لرو
مونږ په ھیچاپوری،ھیڅوخت وابستګي نه منو
رسول پویان
مرام عشق در نهایت رسیدن به حقیقت غایی و غرق شدن سرمدی در جریان بدون سکون اقیانوس بیکران تکامل هستی و انسان در تجلی لایتناهی آن است. این جریان در ذرّات هستی و در دو جهت زندگی انسانی باز تجلی احساسی و عاطفی خودش را با زیباترین، جذاب ترین، شاد ترین و پرطروات ترین اشکال آن می داشته باشد. حاملان عشق در عرصه های گوناگون هستی پهناور و در فراخنای جامعۀ انسانی هماره با انرژی پایان ناپذیر، شور و اشتیاق لایتناهی به دنبال مقصود روانند و روابطی که به نیروی عشق برقرار می شود از پاکترین، خالص ترین، صادق ترین، محکم ترین و ماندگار ترین آن در حیات طبیعی و بشری می باشد. از این جاست که به دون عشق روابط متنوع در زندگی انسانی (خاصه وحدت زن و مرد) از آن شور و نشاط، طراوت و تازگی، کشش و جذابیت و استحکام و ماندگاری طبیعی و ذاتی برخوردار شده نمی تواند.
اندیشه های شما در مورد زن
با کمال مسرت باید گفت که اهداف کمپاین " تفکر، تحریر و عمل" "از لحظۀ معرفی تا حال با توجۀ قابل ملاحظه به استقبال مواجه گردیده است.
با ابراز امتنان از پوهندوی شیما جان غفوری و صالحه جان وهاب واصل، اینک من هم باجمع آوری نظریات خواننده گاندر هفتۀ سوم فعالیت این کمپاین،در پهلوی معرفی پیامهای رسیده در فیسبوک، کوشیده ام تا نگاۀ خواننده را با ذکر بخشی برگزیدۀ از بعضی بحث ها، پیام ها، تحلیلات،پیشنهادات و انتفادات در سایت های انترنیتی افغانی با ذکر منابع نشرشان، به اهمیت نهفته درین مطالب نوشته شده جلب نمایم:
http://www.afghan-german.comبخش های بر گزیدهازویب سایت
جوامع پیشرفتۀ بشری استوار برتجربیات علمی و عملی، زنان ومردان را دو روی یک سکه درجامعه میدانند. همانطوریکه مردان نیاز به پشتیبانی زنان در کلیه امور اجتماعی بنابه وظایف، دارند و بدون همکاری زنان زندگی اجتماعی برایشان مشکل میشود، به همان پیمانه زنان نیز همکاری و پشتیبانی مردان را در همۀ امور زندگانی اجتماعی ضرورت دارند و آنهاها را درادای وجیبۀ انسانی شان ملزم میدانند.
بخش بر گزیده از نوشتۀ شيما غفوري
رسول پویان
نه سوز آهن داغم نه سنگ خارایم
به سـان چـشمۀ آب خنک گـوارایم
گـزیـده ام رۀ راست پـاکبازان را
نـگاه آیـیـنــه ام از ریــا مـبـرّایــم
نهان نیم به دل ابرهای رنگارنگ
بـه مثل دامن خورشـید آشـکارایم
به قلم الهه افتخار
کوله بار درد های تن گداز و ضجه های جان سوز مردم افغانستان که در طول تاریخ پر آتش و خون ما انباشته شده میرفت؛ گویی داشت قامت زمین را خم مینمود و فضا را آتشفشانی میساخت. هزاران سال ظلم و استبداد چند خانواده و خان و خوند از آدمگری و انسانیت بیخبر؛ کمترین نصیب و بخت پدران و مادران و اجداد فراوان ما بوده و بالا تر از آن این مردم؛ زیر طوفان مرگ و برده سازی در جهانگشایی های عربی و غیر عربی و در ایلغار های چنگیز و مغول بار بار درهم شکسته و علی الرغم رزمنده گی ها و جانفشسانی ها یا فریب داده شده اند و یا اصلاً بیچاره و نابود گردانیده شده اند.
از آنجاییکه افغانستان؛ کدام سیاره یا منطقه جداگانه نبوده بلکه جزء مهم و حساب شونده جهان دیروز و امروز است؛ لهذا آب و هوا و اوضاع و احوال دنیا هم بر آن موثر بوده و این امر بار بار موجب پیدایش دید های تازه تر و روشنتر مردمان و جوانان و دختران و پسران مان گردیده است.
مقالات دیگر...
- شکست زنجیرسکون
- خطر تغییر آب و هوا شدید، فراگیر و غیرقابل برگشت است
- پاکستان در مورد بن لادن چه میدانست
- خیال شاعرانه و شوق آزادی ( دو شعر از محترم پویان)
- عشق و نفرت
- درس از گذشته برای اعمار افغانستان نوین در آینده
- سوگ و ناله و شعر بوی خوش عشق؛ نه جنگ
- برتاجران دین ومذهب یک عبدالرحمن خان دیگرضرورست نه کرزی بی خصیه
- غمنامه
- ...ونیلوفر گفت: کاشکی ما حیوان می بودیم!
