بربنیاد این نگره، بیدل میگوید: "گل باغ کبریایی" که میتواند از چشماندازِ عارفانه، ذاتِ "وحدتالوجود" پنداشته شود، نه بهقدرتِ نموی بهغیرِ از اصلِ خودش وابستهاست، و بهنقل از رندِ شیراز:"ز هر چه رنگِ تعلق پذیرد آزاد است"؛ یعنی این گُل (گلِ کبریایی) از رهگذرِ فلسفی "قایم" بهذات خود است و با توجه به مفهوم فلسفیاش "قدیم" است و نه "حادث"؛ یعنی همدر خود است و هم در هر چیز جاری؛ اما از هر گونه رنگِ تعلقی آزاد است.
در زنده گی یک دختر یا پسر دو نوع از دواج وجود دارد، یکی زاده جامعه بدوی ست ومربوط جامعه های سنتی ، پدر سالار و مرد سالار می شود ، یکی هم مربوط برداشت درست تر از ازدواج ، از زنده گی زناشویی ومناسبت دختر وپسر .
نشستم روی بـال مرغ رویا
ســـفـر کــردم تـا اوج ثـریا
شبی در محفل مهتاب بـودم
بـه هـمـرای دل تـنـهای تنها
داراکولا، ولاد سوم یا ولاد به میل کَشنده، پروردهی دستِ عصبیت:
بازگفتار از شکنجه هایی که مو در بدن تان راست میکنند.
بخش سوم
چنانی که دریافتیم عصبیت ها در هر نوع شان نه تنها حکمرانی دارند که ناخواسته زایشگاه های عصبیت های انفعالی و عکسالعملی علیه خود شان نیز دارند. هیچ تاریخی را نه میتوان سراغ داشت که سلسلهداران حاکمیتی، جهان گشایان، امپراطور ها، سلطنت ها، پادشاهی ها و سکانداران قدرت های ارثی بدون توسل به عصبیت حیات داشته باشند.
مقالات دیگر...
- بازگفتار از شکنجه هایی که مو در بدن تان راست میکنند.
- همه کس جگر ندارد!
- یادوارهیی از مرحوم استاد محمدی، آن پرستوی کوچیدهی بهاری
- مسعود: استاد ربانی بچی خوده گور کنه…
- ساقی
- رهبران افغانستان دروغ گو اند..!
- طالب موی کشال
- فرازهای ژئوپلتیک نزدیکی ایران - عربستان سعودی و بازتاب آن برای افغانستان و پاکستان
- حقیقت مقوله های چپ، سوسیالیزم و کمونیزم چیست؟
- بهار خونبار
