افغان موج

موجیم که آسودگی ما عدم ماست
ما زنده بر آنیم که آرام نداریم

عجب مُلکی که در آن دانش آموز
شود قربانی یک آتش افروز
به نام دین مصیبت میفروشند
به قلب مادران ما شب و روز
 
 
مسلمان را مسلمان میکشد چون
جهالت در دلش گردیده افزون
برادر با برادر گشته دشمن
به جای نان دایم میخورد خون
 
 
به کابل و به ننگرهار و هلمند
همه پیر و جوان هستند در بند
برای کشتن و ویران نمودند
چتلستان دهد شیطان را پند
 
 
ز انجیل و ز تورات و ز قرآن
نشد تا من بدانم قدر یزدان
یکی پیامبر و صد هاست کافر
خدا دارد چرا بازی به انسان
 
 
نعمت الله ترکانی