افغان موج   
FacebookTwitterDiggDeliciousGoogle BookmarksRedditLinkedinRSS Feed

سفر
سفر در ملک مردم کرده ام من
دلم را بین راه گم کرده ام من
همه گفتند که تو دیوانه هستی
برای شان تبسم ...! کرده ام من

دشت غمها
رها کردی مرا در دشت غمها
میان خار و خس اینگونه تنها
نگفتی من که مجنون تو بودم
تو هم باید که بودی مثل لیلا

زمستان
زمستان آمد و شبهای سرد اش
نفس پیچد به غم از سوز درد اش
شعار هر کلاغی برف برف است
به شهر و روستای ما نبرد اش

ن.ت