همه نیک میدانیم کهآدمیزادگان استعداد ها و قابلیت های بالقوهی عظیمی
دارند.اینکه در دوران های بدوی و پیشامدرن در عرصه های گوناگون نوابغ،قدر
قدرتان علمی،هنری و فرهنگی منجمله استادان و پیشروان شگفت انگیز هنر
موسیقی ظهور کرده اند، برهان این مدعاست؛منتها عدهی بزرگان مورد نظر ما
در آن دوران ها بنابر محدودیت ها در آموزش و پرورش و نیز سطح پایین عمومی
دانش ها و فنون انگشت شمار بوده است.
جنگابزار دیگری که از سوی مصطفا کمال و یاران آسیاگرای او در برابر امپراتوری بریتانیا آهیخته میگردد، افغانستان است. افسران کمالیست گروههای [ارتش] افغانستان را زیادتر از یک سال آموزش و پرورش داده اند تا برای هنگامۀ یورش سنگین تیار باشند. اکنون آنان آماده هستند.
نقش اشخاص در ساختار های سختافزاری قدرت تنها به توانایی های رهبری و مدیریتی آنان وابسته است. نه در پایایی یا فنایی یک ساختار. چون هرگونه ساختار قدرت، بدون حمایت اهرم قدرت دولت ها میسر و پاینده نیست. جغرافیا، مدیریت کشوری، طراحی سیاست های درونی و بیرونی کشوری، نه تنها از اجزای متشکله و مکملهی قدرت دولت هاستند، بلکه از وظایف آنها اند.
خب، اینکه ما در کدام محدوده یا وسعتی به پدیدههای تاریخی میتوانیم نگاه کنیم، ناگزیر وابسطه به اسنادیست که در دسترسِ ما قرار دارند.
مقالات دیگر...
- "ملتی که گذشته ی تاریخی اش را فراموش کند محكوم به تکرار آن است"
- کتاب عشق
- سایت ماریا دارو
- غزل
- فاطمه چرا خودکشی کرد؟ (داستان کوتاه)
- ازمردان سرنوشت ساز دیروزی تا مردان منتظر به سرنوشت امروزی
- پرتاب بم اول، از آشیانهی کتاب: انفجار مهیب از بمستان خاطرات محمدعثمان نجیب
- رهروان عشق !
- تپشهای قلب یک دختر
- جمهوریت در افغانستان سقوط نه کرد. بل، سقوط داده شد.
