افغان موج   

 

درجهـــان ما عجب قانون جنگل رهبــر است
 
هرکسی کــــــو زور دارد قلـدر و جنگ آوراست
*
هرکسی با زور وقـدرت خــون مـردم می مکـد

درمیــــــادین شرارت قاتــل و غارتگـــــــــر است

*
درفضــــــای خفتـــــــۀ این جنــــگل ارواح شــب
نردبان دزد و رهــــــزن ازهمــــــــه بالا تر است
*
هرکه او دارد ز عــدل و عشق و آزادی سخــن
سـرنوشتـش لاجــرم محکوم زخم خنجــر است
*
ذهــن ها بیمــار وخلـقی در دل ظلمــت اسیر
نٌفس ها در ذلت خود بنـــدۀ سیم و زر است
*
پستـیء بـد زاد هـــــــــــــای نســل آدم را ببـین
داغ دلالان جنسی تا کجـــــــا شـــرم آور است
*
ما سـیه بختـان خمـوش و داغ غربت در کمیـن
این حدیث تلخ برمــا تا کجـــــــــا درد آور است
*
سرنوشت خود به دست خویش باید زد رقـــــم
نسخــــۀ بیگانه بر مــا نقشـۀ ویرانگــــــر است
*
در خطــــــــر افتــاده نظـــم کــــــــــرۀ خــــاکی ما
خونبهـــای این خطـــر در هرکجا شوک آوراست
*
آی، ای آدم کـشـان ! دستان تان بشکسته باد
خـــون دستان شما هنـگامه خیــــز محشر است
*
آی مـــــــــردم ! بعـد ازین هـشیار باید زیستن
قــــــــــرن ما آبستن آخـــــــر زمـــان دیگـر است
*
برده دنیـــــــا را به وحشت بیــم جنگ هستــوی
بیــم کابوسی که فـرجامش تلی خـاکستر است
*
می رســد روزی زوال این شرارت پیشــه گـــــان
این نشان عبـــــرت تاریخ هــــر مستکبــر است
 
 
خلیل الله روفی
*
*