گاهنامه زیستاری تاجیکان از بدو بودش و گواهیهایی که به پیدایش و رویش و سبز شدن و ریشه داری آن در دسترس اند کم نیستند.
اگر تا دیروز بنیادی نه بود که زمینههای دسترسی پژوهشگران و پژوهندهگان به شناسههای پنهان شناسایی تاجیکان را فراهم کند، امروز از بزرگبخشی بینشتکنولوژی و فنآوریها این دسترسیها همه ساده و زیر انگشتان ما ماندگاری دارند. هر خامهی کهن و هر چامهی پرپهن یا هر جوانهی به پیری رسیدهی چکامهسراییها پیشنیان تاجیکان را که پیگیری کنی، جهانی از رسایی گفتار، رفتاری کردار، لشکرهای نامدار و بینام و کمنام رزموپیکار فرماندهی، فرمانروایی، جهانگشایی و خودبسندهگی کمانکشی و تیراندازی برسینهی دشمن را از لابهلای دیرینهشناسی تاجیکان مییابی. من اینجا در پی گستردن سفرهای باز شناساندن تاجیکان نه، بل دنبال رویارویی با برخی تاجیکان نادان یا تاجیکنماها یا دشمنان تاجیکان که در پوشش نامتاجیکان، چاهکنهای برای کفن و دفن تاجیکان یا شناسه و پیشینه و دینهروز و امروز و فردای تاجیکان اند، میباشم. آنی که دوستانه و تبارگرایانه مگر نا آگاهانه تاجیکان شان را زیر انبار گفتار و نوشتار زیانبار تازیانهی نابودی میزنند، رنجِ بیشتری بر روان و پیکر پیوسته خونین گاهنامهیی تاجیکان میزنند. کار دشمنان تاجیکان که آشکار است و تنها با ایستایی در برابر شان میتوانیم بازدارندهی پیشرویهای کُشندهی شان باشیم. این دومی بسیار باشکوهتر مینمایاند که برای سرزنش دشمنت سربلند میکنی. در بیشترین گویا آشکارسازی کنشهای دشمنانه با تاجیکان و زبان پربار و فرهنگ و سرزمینهای کهن و باستان و میانه و امروز تاجیکان، تلاش بر آن دارند تا بیشتر از داشتن فرنود خردمندانهی گفتار، تاجیکان یا تاجیک را « ستم دیده و یا به سخن اعراب، مظلوم » جلوه بدهند. هیچ برگهیی از دوران کهن یا باستان یا میانه یا امروز را نه مییابی که تاجیک یا تاجیکان در کشور ما یا جهان، ستمدیدهها باشند. اگر چنان میبود ما هرگز گاهشناسی بالیدن بر شناسهی تاجیکان نه میداشتیم. اینگونه گفتارهای بیمایه، بنمایه در کمی خوانش و دانش تاجیک شناسی اند و ویرانگر. تاجیکان در درازای زمان و در گذر از کذرگاههای دشوار گذر ارچند با سختیها، کامیابیهای دورانسازی داشته، دارند و خواهند داشت. پس در کنکاشها و گپوگفتهای مان نه باید برچسپ دروغ و شرمساری «ستمدیده، تباه شده »، یا همان گفتار عربی مشهورتر از پارسی، « مظلوم و معدوم » را در بارهی تاجیکان بهکار بریم. هیچ بدنهیی از گاهنامههای در دسترس نشان نه میدهند که تاجیکان در جایی ( ستمدیده، تباهشده یا مظلوم و معدوم ) بوده باشند. تاجیکان در راه دفاع از شناسه یا همان هویت و بیشتر زمانها پادشاهیها و شاهنشاهیهای جهانی شان رزمیده و توسن سرکش آرزو هایشان را تازیانهزنان تاخته اند. آره، تاجیکان در راه درنوردیدن پیکار برای پایهدار ماندن از خم و پیچهای بزرگی رد شده و به کامیابی رسیده اند. گاهی این رهنوردیها نبردهای خونینی داشته اند تا از تلههای بازدارنده و کُشنده بگذرند، هرچند با جانبازی. پس جانبازی و سر بهکف داشتن یا سروکار به همان کاروان سر به داران داشتن که ستمکشی و تباهی و مظلومیت و معدومیت نه، بل راهکار و فرایندی است براینده از پس مبارزاتِ همراه با فرودوفراز. در همین روندهگی و تازندهگی برای پایایی است که امروزه تاجیکان سروران سرافراز ایستایی برای بازدارندهگی از نابودی شناسه و زبان و گفتار و سرزمینهای شان اند. درست است که در این راه پسرفتهایی را پذیرفته اند، مگر باید بدانیم که پیروزی در نبرد آزادیخواهی، آزادزیستی و خودبسندهگی فداکاری، جانبازی، شهادت، پیشروی و پسروییهای گذرا دارد. این همه به چم آن نیست که تاجیکان ستمدیده و ستمکش و مظلوم و معدوم اند. راه مبارزه همین است که در کشاکش نبرد برای بودن باید با آنها روبهرو شده، مگر اندیشهی پیروز شدن در سر داشته باشی و تاجیک این شایستهگی و بایستهگی را دارد.
رسیدن تاجیکان تا این روزی که داریم هم کار ساده یی نه بوده و آنسان که برایند شکافتن پیشینهشناسیها آگاهمان میسازد، تاجیکزدایی، دشمنی با تاجیک و تاجیک هراسی گذشتهی درازی در جهان دارد. این هراس هم از شمشیر و تیر و کمان تاجیکان بوده و است و هم از دانش و فرهنگ و خامهی بیمانند آنان.
دشمنان پیشین تاجیکان و زبان پارسی!
دشمنی با تاجیکان و زبان شان مانند گذشتهی دیرینهی خود زبان و شناسهی آنان ریشه در گذشتههای دور دارد که از انگلیس تا روس را دربر دارد و پیش از این پیرامون شان خامهیی زیر نام هولوکاست انگلیس در برابر زبان پارسی نگاشتهام و بزرگان ما هم بیشتر به بازشناسی گذشته و آسیبرسانیهای جهانی برای تاجیکان پرداخته اند.
از میان صدها کتاب نوشته شده پیرامون تاریخ تاجیکان و دشمنی جهان با تاجیکان، یکی هم نوشتهی رحیم مَس اوف است که به کوشش آرش ایرانپور چاپ شده و بازگویندهی بخشی از تاریخ آشکار نه شدهی تاجیکان در نخستین دورههای شدهی بیستم میباشد. بنگاهچاپ در دیباچهی آن کتاب مینویسد که!
«در خلال تلاش های روسیه ی شوروی برای ایجاد مجموعه ای از دولت- ملت های جدید در حوزیه تحت تصرف مسکو در ماوراء النهر در سال های نخست و میانه ی دههی 1920، ساختار اداری و از آن مهم تر سامان هویتی آن سرزمین به کلی دگرگون شد؛ یکی از اهداف این دست کاری، فراهم آوردن زمینه ی تضعیف هویت ایرانی ماوراء النهر بود. چگونگی شکل گیری تاجیکستان یا به عبارت دقیق تر فروکاستن یک بخش مهم از جهان ایرانی و فارسی زبان آن حدود با حذف مراکزی چون سمرقند و بخارا به یک حوزه ی دورافتاده ی کوهستانی، یکی از نمونه های مهم این تغییر و تبدیل است که در این بررسی به گوشه هایی از آن پرداخته شده است.
تاجیکان چه کسانی هستند و قلمرو جغرافیایی آنها کدام است؟ معنای کلمه تاجیک چیست؟ پیدایش قوم تاجیک از چه زمانی آغاز میشود؟ این قوم با سایر اقوام ایرانی چه پیوندهای نژادی و فرهنگی دارند؟ پیشینه تاریخی این قوم چیست؟ ظهور و سقوط دولتهای تاجیک چگونه بوده است؟
این کتاب مجموعهای از ۲۹ مقاله از اندیشمندان و پژوهشگران تاجیک، ایرانی، افغانی و روسی است که تلاش میکند به این پرسشها پاسخ دهد. مقالهها در دو بخش سامان یافتهاند. در بخش اول سرنوشت کلمه تاجیک و ملت تاجیک در بستر تاریخی مورد بررسی قرار گرفته است. در بخش دوم چگونگی تجزیه شدن سرزمین تاجیکها به دست بلشویکها در هشت مقاله بررسی شده است.» این روبرداشتهای کوتاه به ما نشان میدهند که تاجیکان دشمنان زیادی داشته و دارند تا دوستان شان.البته کتابهای مهم دیگری که تاریخ تاجیکان را بیان میکنند و از سوی مبارزان تاجیک در آسیای میانهی دیروز تحت اشغال شوروی به رشتهی نوشته در آمده اند، ما را بیشتر به تاجیکان هویت فروش و مزدورصفت در دورهی شوروی لینینستی آشنا میکنند که چهگونه برای بقای قدرت حبابگون خود شان، در تاجیک ستیزی حتا انکار از هویت تاجیکانهی شان بیهمتی کرده اند. کاری که بارها در سرزمین خراسان بزرگ ما و نام اجباری اوغانی اوغانستان امروز بیشتر از سوی خوبیهای جبون و ترسوی ما شده تا خود اوغانها، چنانی که من در یکی از نوشتههای پیشین صریح نوشتم، دربار لینین هم در پارسی ستیزی دست کم از دوران تزار نه داشته است. انگلیس، روسیهی تزاری، همهی کشورهایی که فرهنگ والای تاجیکانه را دشمن شان میدانستند برعلیه آن کار کردند. تا انجا که حتا حکومتهای تاجیک محور امیرحبیبالله کلکانی و ببرک کارمل را هم سرنگون ساختند و این بخشجدایی است که در آینده به آن خواهیم پرداخت.
دشمنان امروز تاجیکان و زبان پارسی!
امروزه همهی جهان از اسلام تا غیر اسلام، از عیسایی تا موسایی از اردوغان تا خامنهیی از پوتین تا مودی و از ترامپ تا پادشاه انگلیس و از اروپا تا کانادا و آسترالیا و از چین تا اوزبیکستان و پاکستان همه و همه دشمنان بالقوه و وحشیان بالفطرهی نابودی تاجیکان اند که در همکاری با برخی تاجیکان خاین، دست همسویی با اوغانان تروریست و آدم کش علیه تاجیکان داده اند و روزهای پسین میبینیم که سفارتها هم در اروپا به تروریستان اوغان داده میشود. مگر هیچ کدام این اقدامات دشمنانه نه میتوانند تاجیکان کشور ما را به زانو در آورند و یا مظلوم و معدوم و یا ستمدیده و تباهشان کنند. چون مبارزه جریان دارد، مبارزهی عدالت خواهی هرقدر هم زمانگیر باشد پر حادثه، مگر پیروزی را در پی دارد. به یادداشته باشیم چنانی که بارها نوشتیم، اکر اتکای اوغان به باداران خارجی اش نه باشد، توان ۲۴ ساعت مقابله با تاجیکان را نهدارد.
نوروز یا جشن جمشیدی تاجیکان و پارسی بانان با عید رمضانی خجستهباد برای هر خراسانی.
محمدعثمان نجیب
Sen t from my iPad