افغان موج   

بدترین روز های کرزی

جاوید روستاپور

  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

هفته های اخیر شاید رییس جمهور کرزی بد ترین روز های حاکمیت نه ساله اش در افغانستان را سپری می کند.

وضعیت به وجود آمده، در واقع حاصل بزر نامشروعی است که وی به خاطر گرفتن دوباره قدرت در زمان دومین انتخابات ریاست جمهوری کاشته بود! ایتلاف های فاقد وجاهت قانونی حامد کرزی طی هشت سال گذشته؛ افغانستان را در وضعیت خطرناکی قرار داده است که هم اکنون در کنار افزایش روز افزون نا امنی ها و به صحنه آوردن شورشیان در کشور مداخله ی بیرونی ها در امور حکومت داری، نمایه هایی از آغاز دور تازه یی از بحران  از سیاق جنگ های تنطیمی و امارت خود کامه ی طالبانیزم قابل مشاهده است.

  بی باوری مردم نسبت به اداره کنونی و نفوذ باند های کلان مافیای در چهارچوب حکومت،  عملی شدن برنامه های کشور های خارجی توسط افراد و جریان هایی که خود را مدافعان ارزش ها و داشته های مادی و معنوی افغانستان جا میزنند، گسترش فساد اداری ، غارت دارای های عامه، قومی سازی نهاد ها و وزارت ها کلیدی و ده ها معضله ی دیگر عملا در چهارچوب اداره ی کرزی جریان دارد که دورنمای تاریکی را برای آینده ی نظام نوین افغانستان ترسیم می کند.

رای نگرفتن دونامزد وزیر مربوط به قوم هزاره از سوی مجلس نماینده گان، موضوعی است که  تشت دیگری از رسوای های رییس جمهورکرزی را از آسمان به زیر انداخت، زیرا مشخص شد که وی گرفتن قدرت به هر صورت و به هر قیمت ممکن را مد نظر داشته و اکنون که آب های تقلب های گسترده ی انتخابات رسوای ۲۹ اسد از  آسیاب ریخته، برایش اهمیتی ندارد که به وعده های داده شده ی خویش عمل کند یا خیر.

آنچه مهم است، جریان های طرف معامله با وی در انتخابات، اکنون مدعی اند که آنان به رییس جمهور کرزی  در همان زمان هم باورمندی نداشته اند. بنابر این با پا درمیانی کشور ترکیه این توافق را امضا نموده اند که در کابینه ی آینده چند درصد باید برای آنان سهم داده شود، موضوعی که شخص کرزی را نزد مقامات دولت ترکیه به جای یک رییس جمهور انتخابی یک معامله گر معرفی نمود!! آنچه این عملکرد را خنده دار و شرم آور می سازد این که وقتی رییس جمهور یک کشور خود شاهد و عامل معامله ی نامشروع و خلاف قانون باشد آنهم به گونه یی که این معامله در یک کشور خارجی صورت گرفته است.

 هرچند معامله گری گروه های درگیر طی سالیان متمادی که افغانستان را به ویرانه مبدل ساخته و غم و اندوه را مهمان ناخواسته ی خانه هر شهروند این کشور نموده به هیچ کس پوشیده نیست، زیرا همین دلالان قومی و سمتی بودند که پس از سقوط دولت داکتر نجیب الله، به جای آب در جویبار های کابل خون جاری ساختند و عامل قتل هشتاد هزار کابلی و آواره شدن سه میلیون باشده ی این شهر به سراسر دنیا شدند. از روسپی شدن شمار زیادی از دختران و زنان افغان در کشور های حوزه ی خلیج فارس گرفته تا زندانی شدن آنان به خاطر انجام دادن هر نوع خلاف کاری  و ده ها ناروای دیگر که توسط آنان انجام می شود، مسوول همه ی آن را باید در میان دلالان سیاسی - قومی به خصوص رهبران و سردسته های گروه های جهادی جستجو کرد. با توجه به عملکرد این افراد و جریان های زیر فرمان آنان می توان ادعا کرد که دیگر مردم انتظارساختن نظام و دولتی را که بر اساس ارای مردم و قانون استوار باشد از آنان ندارند. چون هر یک از این افراد در بزرگ ترین دانشگاه های اجتماعی به صورت آزمون ناکامی داده اند.

اما آنچه در خصوص این مساله دردناک است این که  کرزی با وجود همه نا کارگی و قانون شکنی هایش، دستکم از نظر شماری از خارجی ها یک رییس جمهور منتخب پنداشته می شود، اما زمانی که با میانجی گری یک کشور خارجی معامله یی به این بزرگی را انجام می دهد، دیگر آبرو و حیثیت تمامی ساکنان افغانستان زیر سوال است، زیرا کسی که ادعا دارد که در انتخابات اول ریاست جمهوری بیشتر از ۵۴ در صد ارای مردم را با خود داشته، معاهده غیر قانونی را به امضا می رساند.

 اما آنچه پس از دومین انتخابات ریاست جمهوری  در حال وقوع است؛ افغانستان کشوری است که در کنار جنگ و بحران های پبهم، یکسری سنت های پوسیده ی نهادینه شده در ساختار اجتماعی آن خواسته و ناخواسته مجال پویایی و خلق فرایند های پیش رونده به سوی ثبات و ترقی را از آن گرفته و مردم این کشور را همواره در وضعیتی قرار داده که باید بها ی نارواها و ناتوانی های سیاستمداران و حاکمان خویش را بگزاف بپردازند، مداوای این همه درد به این زودی ها میسر نخواهد بود، بلکه نابسامانی های متداوم باعث گسترش و چاق شدن ان شده است، بنا براین گفته می توانیم که ما همان درخت هستیم که برای تیشه یی دسته می شویم تا ریشه هایش را از بیخ ببرد.  حمایت و پشتیبانی برخی شهروندان کشور از دلقک های معامله گر بیانگر این واقعیت است، زیرا آنان بلد هستند که از احساسات مردم چگونه و با چه مهارت شیطان منشانه استفاده نمایند. 

هم اکنون هم محمد محقق  وهم اطرافیان رییس جمهور کرزی با استفاده از وضعیت موجود ، از نیروی مردمی به عنوان ابزار استفاده می کند که خود جفا های بزرگی را در حق آنان روا داشته است. تا گذشته ای نه چندان دور وی یکی از حامیان کرزی بود و همه چیز را بر وفق مراد خویش می دید. نه دولت مشکل داشت و نه رییس جمهور کرزی نامشروع بود!!  یورش کوچی ها بر مناطق هزاره نشین و کشته شدن ده ها شهروند هزاره توسط آنان رویداد تکانده یی بود، در آن وقت محقق تنها اشک تمساح می ریخت و از مقاومت جدی در برابر آنچه دیگر شخصیت های هزاره تجاوز آشکار کوچی ها بالای ده نشینان می خواندند، سخنی به زبان نمی آورد، زیرا اگر زبان به بیان واقیعت در خصوص این قضیه باز می کرد معامله و منافع اش به خطر می افتید!! اما امروز وی "رای داده شده از جانب مردم به آقای کرزی به فرمان خود را از وی پس می گیرد" این موضوع که نگرانی ها را درخصوص وقوع چهره ی تازه یی از جنگ بیشتر ساخته است، اما آنچه این وضعیت را بحرانی تر می سازد نا رضایتی مردم از عمل کرد  اداره کرزی است که باعث افزایش بحران و به صحنه آمدن مردم خواهد شد که ادامه این وضعیت نه تنها به نفع کرزی نخواهد بود، بلکه بیم ان می رود که مهره های در پشت  این  بازی  قرار  دارند  که موجودیت این اداره نیم بند را هم نمی خواهند و به این صورت این شهروندان پایتخت هستند که منتظر جنازه فرزند شان را خواهند داشت که به مکتب رفته است!!!