افغان موج   
FacebookTwitterDiggDeliciousGoogle BookmarksRedditLinkedinRSS Feed

 

bijan-baran.jpg
آن که از دشمن سخن می گوید؛ خود دشمن است. برتولت برشت

آمریکا با ۲ جنبه جمهوری پویا و امپریال نظامیگر در ۶۰ سال گذشته سازمان ملل را دور زد. کسی پیش از ج ج 2 پیش بینی نمی کرد که آمریکا ابر قدرت نظامیگر خواهد شد؛ پس از آن هم کسی فکر نمی کرد که اردوگاه در ۱۹۸۹ فرو پاشیده خواهد شد. پس از این جنگ جنبه جمهوری آمریکا با مارشال پلان به برنامه های آبادانی و بهداشتی جهان می پرداخت. ولی تولید تسلیحات و نیاز نفتی بدخیمی این ابرقدرت جنبه امپریال آن را تقویت کرد.

چقدر طول خواهد کشید تا بودجه نظامی آمریکا متعارف شده؛ شهروندان قبول کنند که کشورشان دیگر ابرقدرت نیست. بدهی آمریکا به چین 1.5، به ژاپن 1.5 تریلیون دلار است. تجارت آن با چین سالی 400 میلیارد دلار کاستی صادرات دارد. شیوخ عرب 1 تریلیون دلار مستغلات و سهام صنعتی در آمریکا دارند. هزینه جنگی آمریکا در عراق 2 و در افغانستان 1 تریلیون دلار شد.


آمریکا ظرف 2 قرن تمدن مدرن خود از مراحل سرمایه داری، استعمار، امپریالیزم، گلوبالیزم/ جهانشمولگرایی، ابرقدرت، پسامدرن- گذشته؛ ولی توان امپریال/ جهانگستری آن رو به زوال است. هر یک از این مراحل ویژگیها، دوره، تاثیرات جهانی خود را برای بررسی دارند. کشورهای امپریال گذشته ایران و روم با نیروی زمینی، انگلیس با نیروی دریایی بوده؛ آمریکا با نیروی دریایی، زمینی، هسته ای، هوایی، جاسوسی می باشد. هر کدام چرخه حیات پیدایش، اوج، زوال داشته اند.

جنگ جنبه پویا هم دارد؛ در جنگ 8ساله، ایران شهروندی قوام یافت؛ سازمان و مهمات رشد کردند؛ اقوام ایرانی در هم آمیختند. پس ج ج 2 با شکست نظامی 3دولت امپریالیزم ژاپن، ایتالیا، آلمان؛ وجه جمهوری رشد کرد؛ وجه امپریال آنها فرو پاشید- مانند شوروی در 1989. شکست در جنگ آنها را به مرحله قبل سرمایه داری مانند شوروی پس نشاند.

آمریکا با تلفیق صنعت با مهندسی سیستم، پروسه، رایانه از دیگر کشورهای غربی و شوروی جلو افتاد. این 3 حوزه علمی در صنعت بمثابه عوامل بیرونی در تولید وارد شدند. آنها از دانشگاهها، پژوهشکده ها، اداره ثبت اختراعات در کریستال سیتی، ویرجینیا- مرزهای تمدن را افزایشی چشمگیر دادند.

در آمریکا دانشگاه پلی بین صنعت و پژوهش بوده؛ عامل خارجی و بالایی در صنعت شده که آنرا دگرگون و بهینه کرد. راندمان کار را بالا برد- لذا با فرمول مارکس ارزش اضافی یک منبع نوآوری را هم به نیروی کار افزود. انباشت سرمایه در آمریکا نجومی شد که در آسمانخراش، هواپیما/ فرودگاه، تولید مازاد مصرف، بهبودی وضع طبقه متوسط در داشتن وسایل خانگی و خودرو می توان دید. در سیلیکون ولی، انتگراسیون تراشه ها چنان رشد کرد که نسبت گنجایش حافظه به حجم تراشه هر 2 سال 2برابر شد.

ولی انباشت ارزش اضافی، پیدایش انحصارات، صدور سرمایه به جهان سوم- منجر به اختراعات و پیشرفت علم از بهره برداری اقیانوسها تا سفر به کرات سماوی شدند. اختراعات، کشفیات طبی، دانشگاههای تراز جهانی، هواپیمایی، محصولات مصرفی، اینترنت، سامانه های دیجیتال، ژنتیک در کشاورزی و دارو، مراودات الکترونیک- تمدن قرن 20م را تصاعدی افزایش دادند که با افزایش جمعیت زمین همراه شد.

راهکرد سیستم برای بهینگی/ آپتیموم پروسه تشخیص داد که شمار دست زدن انسان به یک محصول هزینه پروسه ترابری آنرا افزایش می دهد. لذا کوشید با کاربرد فنآوری دست زدن انسان در یک پروسه را کمینه کند. فنآوری سیستم با رباتیک در ریلهای سرهم بندی اجزای خودرو، هواپیما، قطار، بطری نوشابه بکار رفت.

نمونه: اگر پروسه گردآوری، راهبری، پخش پاکتهای پستی- مانند نقشه متروی شهر- اتوماتیک شود؛ هزینه نامه رسانی کاهش می یابد. لذا با گذاشتن کد پستی/ زیپ و سینیهای دراز با تسمه حرکت، پاکتها را می توان اتوماتیک به ایالات، شهرها، نشانی پستی تفکیک کرد. دستگاه تفکیکگر با خواندن کد پستی برای راهبری پاکتها را از هم جدا کرده؛ در بسته ها با مقصد شهر خاص می گذارد.

بهنیگی روند در همه سیستمهای پخش بکار می رود. نمونه: UPS برای گردآوری/ پخش یک بسته، والمارت برای اقلام مصرفی، فروش اجناس، هوم دیپو برای مصالح ساختمانی، بلیط فروشی هواپیمایی و قطار، روندهای ساختن و سرهمبندی اجزای رایانه و خودرو، راهبری چکهای بانک. از اینرو آمریکا در بهنیگی روند Process improvement سرآمد جهان شد. این فن آوری هزینه پخش فرآورده را کمینه و کنترل پذیر کرد. در مسافرت، پر شدن صندلیهای هر هواپیما و بهای بلیط بنا به تقاضا بهینه/ آپتیمایز می شوند.

بهینگی روند/ پروسه در توزیع خدمات، محصولات، اقلام در جهان اول است. اتوماسیون عرضه محصولات در فروشگاههای زنجیره ای با کامپیوترها و برنامه ها میسر کرد که نقطه فروش POS را به قفسه عرضه کالا و فروشندگان کل در اقصا نقاط دنیا وصل می کند. این سامانه ارتباط دیجیتال اقلام را نه در انبار با خرج آن بلکه در ترانزیت ولی مرتب ردیف می کند.

لذا خرج انبارداری و خوابیدن سرمایه بصورت کالا در فقسه را کمینه کرده؛ با تجمیع/ انتگره کردن نیازهای 100 ها مغازه یک جا تخفیف قیمت هم از فروشنده می گیرد. تاجاییکه در چین فروشگاههای با سامانه توزیع آمریکایی مانند وال مارت ساخته می شوند که تولیدات خود چین را در چین عرضه می کنند.

تراشه کیلبی 1954 برنده نوبل فیزیک 2000 شد که در ساختن پروتوتایپ با ورودی موش و خروجی تصویری یعنی GUI، سیستم عامل یونیکس برای سامانه های بزرگ بکار رفت. شرکتهای زیراکس، آی بی ام، اپل، مایکروسافت در جهان شهره شدند. نرمافزار پردازشگر، سخت افزارهای رایانه شخصی در 1981 در خانه، انواع کامپیوترهای جیبی، کتابی، رومیزی، شبکه سرورها بکار رفتند.

آغاز اینترنت، بیسیم/ وای فای، جستجوگرها، آیپد/ تلفون هوشمند، فیسبوک با 1 میلیارد کاربر در جهان رسید. تراشه های دیجیتال به خودرو، هواپیما، تلویزیون، ارتباطات، مخابرات، بیمارستانها، قطار، کشتی، مایکرو ویو/ تنور برقی تا سال 2015 به همه صنعت سرایت کرد. سیلیکون ولی مرکز ابرفنآوری/ هایتک شد. دیگر بانکها، بورس سهام، بیمارستانها، پژوهشکدهها، هواپیما- همه با تراشه های محاسباتی، انبار اطلاعات، تصویر داده ها مجهز شدند.

شاید در 15 سال آینده چین یا سازمان ملل ابر قدرت نظامی شوند. با رشد طبقه متوسط در برخی کشورها، گرایش به جهان چندقطبی است. سرمایه گذاریهای غرب در بریکز یا 5کشور برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای جنوبی منجر به شیفت تولید صنعتی از غرب به این کشورها شد. با پیدایش قدرتهای اقتصادی بریکز- می توان پرسید آیا روزی آنها و اندونزی ابر قدرت خواهند شد؟

مهاجرت تولیدات صنعتی از آمریکا به چین و هند، موجب کاهش قیمت اقلام مصرفی وارداتی از این 2 کشور شد. این کاهش به مصرف کنند آمریکایی برای کاهش خرج ماهانه کمک است. نمونه: تلویزیون دیجیتال از کره یا چین در آمریکا با قیمت 200 دلار، نصف قیمت 20 سال پیش است. دیون یک امپریالیزم یا ابر قدرت باید تحلیل شوند. انباشت بدهی فدرال 18 تریلیون دلار تا پایان 2014، یعنی 124 هزار دلار بدهی هر فرد با درآمد سالانه 20هزار دلار بود.

این مبلغ سوا از بدهی دولتهای ایالتی 1.2 تریلیون دلار، 1.9 تریلیون دلار دولتهای محلی، بدهی شخصی کل 17.2 تریلیون دلار می باشد. بدهی شخصی شامل 13.7 تریلیون دلار وام مسکن، 1 تریلیون بدهی دانشجویان، 1 تریلیون دلار کارتهای اعتباری ، یعنی 53 هزار دلار/ شهروند می باشد. جمعیت 322 میلیون نفری با 149 میلوین کارکن، 7.8 میلیون بیکار است. بدهی شرکتها بماند؛ قرض برای ترمیم کمبود بودجه سالانه و ربح وامها هم وجود دارند. http://www.usdebtclock.org/

نسبت بدهی فدرال بین 2001 تا 2011 تقریبا 37% افزایش یافت که 25-33% بخاطر جنگ خاورمیانه بود. هزینه این جنگ با قرض و بهره سالانه 200 میلیارد دلار بوده که روی نرخ بهره اثر می گذارد. بدون جنگ نرخ بهره پایین می آید؛ پس بانکها طرفدار جنگند. اداره دارایی فدرال نرخ بهره دولتی را تعیین می کند.

بورسهای جهانی قاره آمریکا با برزیل، کانادا، مکزیک؛ اروپا با منطقه متحده، فرانسه، آلمان، انگلیس؛ پاسیفیک آسیا با استرالیا، چین، هنگ کنگ، ژاپن هم روزانه نشر می شوند. نرخ تبدیل ارز دلار، یورو، پوند انگلیس، ژاپن، برزیل، کانادا، مکزیک همراه با نرخ سود اوراق بهادار با تاریخ انقضاء و وام ساختمانی، باندهای دارایی 2، 5، 10 ساله؛ جدول کالاها چون قهوه، مس، نفت، طلا، گاز، پنبه، غله، نقره داده می شوند. نیز برنده ها با افزونی قیمت سهام و بازنده ها با کاهش قیمت سهام نیز ارایه می شوند.

اس & پی ردیف 500 شامل مصالح ساختمانی/ جاده سازی، کاتالوگ/ اینترنت، ابزار برق/ نیرو، خدمات اینترنت، نرمافزار رایانه، رسانه ها، فنآوری طبی اند. ماهواره، اینترنت، جی پی اس، پهباد- یک شبکه جهانی سریع، کامل، تکنولوژیک است. این شبکه بر مراکز بورس هنگ گنگ، توکیو، فرانکفورت، لندن، پاریس محاط است. سرمایه صنعتی از کشورهای چین، ژاپن، آلمان، انگلیس در سیطره سرمایه مالی جهانی آمریکایند.

این کشورها زیر چتر سرمایه مالی جهانی در 3 قاره برنامه های صنعتی، کشاورزی، آبادانی را پیش می برند. برخی کشورهای غربی در خود آمریکا سرمایه گذاری در ایجاد کارخانجات خودرو، اقلام مصرفی، قطعات یدک می کنند. آنها بنای کارخانه را آنجایی می سازند که سود بیشتر باشد؛ نه بنا به میل سرمایه های مالی امپریالیستی زمان ج ج 2.

ابر قدرت 5شناسه اقتصادی، فرهنگی، نظامی، سیاسی، نوآوری دارد:
1- سلطه اقتصادی، سیاسی آمریکای قوی بر کشورهای ضعیف- در آمریکای لاتین. با فروپاشی شوروی، آمریکا ابرقدرت شد؛ سازمان ملل را کنار گذاشت.
2- باور به برتری فرهنگ آمریکایی؛ باور به نیاز اقتصاد ملی به بازار جهانی ژاپن و چین؛ استثناانگاری خود برای صدور دمکراسی و آزادی به جهان، مستعمرات خرده امپریالیستها. نمونه: جنگهای کره، ویتنام، عراق.
3-ادامه تولید جنگی برای حفظ نیروهای مولد جنگی قدرت جهانی، آغازگر جنگها، فروش اسلحه.
4- سیطره سیاسی در امور تجاری و نظامی نیاز به بزرگترین ناوگان برای امنیت ملی و 1000 پایگاه نظامی در جهان دارد.

5-نوآوری. دانشگاهها، رصدخانه زمینی و فضایی، NIH موسسه بهداشت ملی، CDC مرکز کنترل امراض، FDA اداره داروهای فدرال، پژوهشکدههای معتبر جهانی که در آمریکا 30% تحقیق و توسعه جهان را انجام می دهند. در 2007 پژوهشهای آمریکا 2 برابر چین، بیش از 27 کشور اتحادیه اروپا بود. در علوم فضایی، نجوم، تعداد جایزه نوبل- مقام برترین را در جهان دارد. از 20 دانشگاه برترین جهان 17 تا در آمریکایند. از 9بزرگترین شرکت جهان، 8 تا در آمریکایند. تولید کننده اول جهان در نفت و گاز طبیعی با فراکینگ پمپ آب است.

واگیری هنر مانند موسیقی، فیلم، ورزش در جهان؛ ارتباطات سریع جهانی بین شهروندان هر کشور؛ خبرنگاری شهروندی با آیفون و پخش خبر بسرعت در جهان. سامانه های ارتباط به‌طور گسترده در کانون تولید شده؛ ولی در پیرامون مصرفی می مانند. ماهواره های مدار زمین، سرورهای اینترنت، رسانه های خبری مانند اسوشیتد پرس، برجهای موج مایکرو برای تلفن همراه- جهانی می شوند.

صدور سرمایه به آمریکا اشکال فراوان دارد: خرید باند فدرال بوسیله چین، مستغلات بوسیله ثروتمندان جهان در ایالات هاوایی، کالیفرنیا، فلوریدا، تکزاس، نیویورک؛ خرید سهام بورس نیویرک، ذخیره مالی شیوخ عرب در بانکهای آمریکایی، ایجاد مراکز صنعتی مانند بنز، بی ام و، تویوتا با سرمایه مختلط، خرید مراتع و زمینهای کشاورزی.

آمریکا جمهوری فدرال با 50 ایالات و چند متصرفات مانند پورتوریکو می باشد. دولت فدرال 3قوه مقننه، قضاییه، مجریه مجزا از هم داشته؛ قوه مجریه با رییس جمهور و معاون، عمدتا به رتق و فتق امور جهانی و بودجه سالانه 15 وزارتخانه می پردازد: کشاورزی، تجارت، دفاع، آموزش، انرژی، بهداشت، امنیت داخلی، خانه سازی، داخله، دادگستری، کار، کشور، ترابری، دارایی، امور رزمندگان. قوه مقننه شامل سنا با 100 عضو یعنی هر ایالت 2 سناتور و کنگره با 435 نماینده متناسب با جمعیت هر ایالت است. زن و مرد حق رای و انتخاب شدن دارند.

قوه قضاییه شامل دیوان عالی با 9 قاضی منتخب رییس جمهور برای تمام عمر است. بمرور هر کدام به سنا معرفی شده؛ رای اعتماد گرفته؛ منصوب شده؛ در راس دادگاه های فدرال اند. 2 نهاد قضایی و مالیاتی بر عملکرد و فرمهای مالی شرکتها نظارت داشته؛ تا تقبلها را دادگاهی کنند. نمونه: مدعی العموم نیویورک نوامبر 2015 کمپانی اکسون را برای پژوهشهای تغیر جوی بازخواست کرد. گاهی هم خاطیان کنگره مانند دنیس هسترت دادگاهی می شوند.

حاکمیت آمریکا 2 بخش جمهوری پویا و امپریال سلطه گر دارد که نتیجه تعامل انتخاباتی مسالمت آمیز مجتمع نظامی-صنعتی و خدمات-ابر فنآوری است. جناح مالی در مرکزیت وال استریت با 3 بازار بورس جهانی داو جونز متوسط صنعتی، اس & پی ردیف 500، نزداک NASDAQ مرکب است که افت و فراز سهام را روزانه نشر می کنند.

البته از نظر سیاسی حاکمیت بسیار سیال بوده؛ در دوره هایی متناوبا جمعیت غیرنظامی با کمک مالی ناچیز فردی ولی گسترده اکثریت انتخابات را برده؛ جامعه را از انحصار لابیهای جناح اقلیت نفتی و لابی کلان مجتمع نظامی- صنعتی خارج می کند- پیروزی دمکراتهایی چون کارتر، کلینتون، اوباما. لابی شرکتهای بزرگ، aipac و خیابان J، اَبَر بسته Super pac در خیابان K واشنگتن مانند شورای نگهبان اند که ریاست جمهوری، نمایندگان کنگره، ایالتی را حمایت مالی، اطلاعاتی، رسانه ای می کنند. در ریاست جمهوری 2012 بیشاز از 2میلیارد دلار خرج شد.

جناح نظامی- صنعتی یک/ سوم جمعیت را در بر داشته؛ غالبا سیاست خارجی از ویتنام تا سوریه را تعیین می کند. لذا حملات نظامی آمریکا را نمی توان اشتباه، نابخرادانه، غلط نامید؛ بلکه این حملات لازمه استدام تسلیحات برآمده از ج ج 2 اند. باید گفت: درگیری نظامی آمریکا پس از ج ج 2 در 3 قاره بخاطر نیاز درونی مجتمع نظامی- صنعتی است؛ نه تابع سیاست خارجی آن. پنتاگون قلب نظامی گری آمریکا بوده که بزرگترین مصرف کننده نفت و خریدار تجهیزات در جهان است. لذا نفت رکنی حیاتی در "امنیت ملی" و "ثبات بازار جهانی" در سیاست خارجی این کشور بوده؛ برابر با تضمین جریان منابع نفتی و بازار در جهان است.

تسلیحات تولیدی را باید در جنگ بکار برده؛ هزینه جنگها را دو/ سوم بقیه جمعیت کل در جناح غیرنفتی متحمل می شوند. حاکمیت خوف در جهان را با مبارزه با کمونیزم و اکنون تروریزم ایجاد کرده؛ تا تسلیحات را به دولتهای استبدادی بفروشد. کمکهای خارجی عمدتا نظامی به اسراییل، مصر، فلسطین در خدمت جناح نفتی بخرج جناح غیرنفتی است.

بزرگترین شرکتهای تسلیحات جهان لاکید مارتین، بویینگ، ریثیان که شامل تفنگ، فشنگ، موشک، هواپیما، خودروی نظامی، کشتی، سامانه الکترونیک، لوجستیک، پیمانکار آموزش عملیاتی- اند. دیگران نورثروپ-گرامن، جنرال داینمیکز، شرکت متحده فنآوریها اند. خرید تسلیحات در جهان سالانه 1.5 تریلیون دلار یعنی 2.7% GDP جهان است. صادرکننده های ردیف اول جهان آمریکا بیش از 50%، روسیه، چین، آلمان، فرانسه و خریداران عمده عربستان، چین، امارات، پاکستان در 2010-2014 بودند. https://en.wikipedia.org/wiki/Arms_industry#List_of_major_weapon_manufacturers

جناح نظامی با غلبه در انتخابات، ازدیاد ثروت 1% اغنیاء، تضعیف طبقه متوسط، خشونت نظامی در سیاست خارجی را مهندسی می کند. وجه عمده سیاست خارجی، جنگهای 50 سال اخیر آمریکا ست- هندوچین، پاناما، گرانادا، گواتمالا، کوسووو، عراق، افغانستان. افول ابرقدرت آمریکا را در شکست نظامی در ویتنام، عدم ایجاد دمکراسی در عراق، عدم پیروزی بر طالبان افغانستان، عجز در لیبی، سوریه، یمن می توان دید. در تمام این رویدادها جناح جنگی منتفع شد.

ارتش با 4نیروی زمینی، دریایی، مارین، هوایی در پایگاه های خود مستقر ند. آبهای جهان را سازمان ملل حراست نکرده؛ بلکه ناوگان و نیروی هوایی آمریکا امنیت می بخشند. پنتاگون با نیروی نظامی آمریکا کره زمین را به 6 فرماندهی تقسیم کرده که فرماندهی مرکز/ سنتکام CENTCOM نه در واشنگتن بلکه در خاور میانه است. اوکام/ اروپا و روسیه، افریکام/ آفریقا، پسکام/ اقیانوس آرام و خاور دور، نورثکام/ آمریکای شمالی، سوسکام/ آمریکای جنوبی. سنتکام 20 کشور از آسیای مرکزی تا عراق، افغانستان، ایران، مصر و امارات را در بر می گیرد.

حفظ تجهیزات نیروهای مسلح برای ثبات دریاها و 5 قاره، منجر به یک/ سوم کسری بودجه یک تریلیون دلار شد. برویهم با جمع شدن کسری بودجه سالانه بصورت اوراق قرضه/ باند و دیون برای نسلهای آتی بدهی ملی کلانی را تا 18 تریلیون دلاری 2012 و روزی چند بیلیون دلار بهره این بدهی؛ ایجاد کرده است. بعلاوه بحرانهای دوره ای هم خسارتهای کلانی به گرده اکثریت و نسلهای آینده وارد می کنند.

روال بحرانزا با انتگراسیونهای بازرگانی-اقتصادی منطقه ای یا گزینه ای- جهانی تعدیل می شود. ثبات سیاسی کشورها در جهان سوم برابر با دمکراسی نبوده؛ اکثر دیکتاتوریها غارتگر و قتال اند که ثبات برای بازار سرمایه جهانی را با قلدری بهزینه عدم رونق درونی تداوم می بخشند. این دیکتاتورها با انقلاب، آشوب، بحران، اعتصابات، تظاهرات سرنگون شده؛ حکومتهای بعدی هم از شکوفانی اقتصادی این کشورها عاجزند. نمونه: مصر 3دوره مبارک، مرسی، سیسی. جهان اول غرب، جهان دوم کشورهای بریکز، جهان سوم بقیه جهان است.

منابع. 2015/11/07
http://time.com/ 5دلیل چرا آمریکا تنها ابرقدرت جهان مانده 2015.
http://www.singularity2050.com/ آمریکا ابرقدرت تا 2030
 
بیژن باران
يکشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۴ - ۰۸ نوامبر ۲۰۱۵