افغان موج   
FacebookTwitterDiggDeliciousGoogle BookmarksRedditLinkedinRSS Feed

از تورنتو تا جبل الطارق  بخش ششم

غني هما

يادواره هايي از سفر آلمان و هسپانيا

جلوه هاي فرهنگ اسلامي در هسپانيا:

هرچند از حاكميت مسلمانان بر هسپانيا، نزديك به شش سده مي گذرد با آن هم جلوه هاي فرهنگ اسلامي در گوشه و كنار اين سرزمين نمايان است. همان گونه كه در بخش هاي قبلي تذكر رفت، ولايت اندلس در جنوب هسپانيا، مركز خلافت و  امارت مسلمانان در طول نزديك به هشت قرن بوده است. مركز اين ولايت، شهر مالاگا (Malaga) است كه هم در گذشته و هم در زمان حال از موقعيت و ارزش سياسي و فرهنگي ويژه يي برخوردار بوده و هنوز هم  است. 

در دوران حاكميت مسلمان ها، شهر مالاگا يكي از پايگاه هاي مهم نظامي و سياسي رژيم اسلامي بوده است، بناهاي تاريخي كه يادگار دوران قدرت و عظمت اسلام در آن سرزمين مي باشد، هنوز هم بر تارك اين شهر مي درخشد و يكي از جاذبه هاي جهان گردي جهان به شمار مي آيد. 

< الكذابه نظامي دژ>(Alkazaba)

در وسط شهر مالاگا و بر فراز تپه يي بلند، دو بناي بزرگ تاريخي نزديك به هم قدر برافراشته اند كه توجه هر باديد كننده را به سوي خود جلب مي دارند. يكي دژ عظيم و با شكوه «الكذابه» است كه پايگاه نظامي مسلمانان بوده است. در داخل اين كهن دژ، كاخ «ناظرين» قرار گرفته كه در قرن سيزدهم و چهاردهم ميلادي، به عنوان اقامت گاه زمامداران مسلمان، از آن استفاده مي شد. اين كاخ با داشتن درخت هاي نارنج و گل هاي خوشرنگ و متنوع از شهرتي خاص برخوردار بوده است. هر چند تزيينات داخلي اين قصر، اغلب ازميان رفته است با آن هم بزرگي و عظمت سده هاي قبل را تا به امروز حفظ نموده است. به ويژه پله هاي سفيد و سنگي يي كه بشكل مار پيچ به بالا مي رود، نگاه هر رهگذر را به سوي خود مي كشاند.. 

از فراز «الكذابه» تمام شهر مالاگا را مي شود به راحتي تماشا كرد. در نزديكي اين دژ، ميدان گاو بازي قديمي و بزرگي قرار دارد كه از آن بالا كاملاً عيان است. 

شهر مالاگا در زمان حاضر هم از ارزش و اعتباري خاص برخوردار است. در سال 1992 اين شهر از طرف بونسكو، به عنوان پايتحت فرهنگي اروپا برگزيده شده كه افتخاري ا ست، براي مردم هسپانيا. ا فزون برآن، اين شهر زادگاه يا بلوپيكاسو، نابغه ي نقاشي كوبيزم در قرن بيستم مي باشد، به همين علت موزيم پيكاسو در سال 2003 در خانه ي محل تولد پيكاسو، گشايش يافت كه بر وجهه و اعتبار هنري و فرهنگي مالاگا، افزود. 

< الفارو جبل قلعه>(Gibralfaro) :: 

اين بناي بلند و باشكوه اسلامي، در نزديكي دژ «الكذابه» بنا يافته و به سويله ب راه رو تونل مانندي به آن وصل گرديده است. اساس اين قلعه در قرن هشتم ميلادي توسط يكي از زمام داران مسلمان به نام عبدالرحمن اول گذاشته شد؛ اما در جريان قرن سيزدهم و چهاردهم ميلادي، به وسيله ي سلطان يوسف، بسط و توسعه داده شد و شكل فعلي را به خود گرفت. اين قلعه اساساً براي دفاع از دژ نظامي «الكذابه» اعمار گرديده است. 

قلعه «جبل الفارو» هم روي تپه يي بلند ساخته شده و منظره ي زيباي شهر از آن بالا نمايان است. داخل قلعه هنر معماري اسلامي با طاق ها و رواق هاي سنگي، حوضچه هاي مرمري، كتيبه هاي آيات متبركه قرآني بر ديوارها اوج تمدن اسلامي را در چشم بازديدكننده به نمايش مي گذارد و شكوه و عظمت روزگاران گذشته ي اسلام را در خاطرها زنده مي دارد. 

شهر مالاگا، در مجموع شهري است فرهنگي – تاريخي كه مي توان در آن مجموعه يي از فرهنگ اسلامي و عيسوي را در كنار هم به تماشا نشست. 

شهر گرانادا (غرناطه): پايگاه مهم سياسي مسلمانان

يكي از پايگاه هاي مهم سياسي و نظامي مسلمانان در هسپانيا، شهر گرانادا بوده است كه در زبان عربي به آن غرناطه مي گفتند. در اين شهر، آثار به جاي مانده از دوران قدرت و شكوه اسلام، هنوز هم سالانه مليون ها جهانگرد را به سوي خود مي كشاند. فضاي سبز و دلپذير گرانادا و آب و هواي فرح بخش آن به ويژه در فصل تابستان، به قول حضرت سعدي، دل از عارف و عامي مي برد. اين شهر، جايي است كه مي شود كوله بار خستگي ها را از دوش برگرفت و به گفته ي حضرت حافظ، براي مدتي هم كه شده فارغ شد از دنيا و شر و شورش. 

كاخ الحمرا (Alhambra)

كاخ با شكوه الحمرا، يكي از قصرهاي مشهور و تاريخي جهان اسلام مي باشد كه همچون نگيني بر انگشتر شهر گرانادا مي درخشد. گرانادا (غرناطه) شهرت گذشته و حالش را بيشتر مديون كاخ الحمرا مي داند؛ چه آن زمان كه اين كاخ، مركز عظمت و اقتدار فرمانروايان مسلمان بوده و چه امروز كه هرسال مليون ها، علاقمند به فرهنگ اسلامي را به سوي اين شهر سرازير مي سازد. 

حمرا (احمر) در زبان عربي به معني «سرخ» است. چون در تعمير كاخ از گِل و سفال سرخرنگ استفاده شده است، به همين دليل آن را «الحمرا» ناميده اند. 

اين قصر در زمان حكومت عبدالله، يكي از اميران اسلامي كه در فاصله ي سال هاي 912-888 م بر سر قدرت بود، ساخته شد ولي در زمان يوسف ابن نصر، بنيان گذار دودمان نصريه، وسعت يافت. مجتمع كاخ الحمرا، شامل شش قصر اندروني مي باشد كه هر كدام در زمان سلطاني ساخته شده است. بر روي ديوار بعضي از اين قصرها، نام سلطاني كه در آن مي زيسته حك شده كه تا به امروز برجاي مانده است. 

كاخ الحمرا، در يك محدوده ي بسيار وسيع قرار گرفته و شامل ساختمان هاي متعدد مي باشد. دروازه ي ورودي كاخ، با شمشادهاي سبز، به شكل بسيار زيبا، تزيين شده است كه فضايي پرطراوت را ايجاد مي كند. تزيينات داخلي بعضي از اتاق هاي كاخ الحمرا، به ويژه گچ بري و رنگ آميزي سقف ها و ديواره ها كه با آيه هاي متبركه ي قرآن مجيد زينت يافته، شاهكار هنرهاي اسلامي مي باشند. 

سيستم آبياري باغچه هاي كاخ الحمرا، در اوايل توسط آب باران تأمين مي شد؛ اما بعداً مسلمانان، سيستم كانال كشي را ايجاد كردند كه به آن كانادا سلطان مي

گفتند كه تحولي بود در سيستم آب ياري آن زمان در هسپانيا. 

بعد از شكست مسلمانان و تسلط دوبارهي مسيحيان بر ولايت اندلس، تلاش فراوان به خرج داده شد تا چهره ي اسلامي بناها و من جمله كاخ الحمرا عوض گردد. روي همين برنامه، مسجدي كه در كنار كاخ اعمار گرديده بود به كليسا مبدل گشت كه اكنون در مقابل يكي از دروازه هاي ورودي كاخ، يادگار خصومت مسيحيان آن دوره با فرهنگ و آيين اسلام است. 

بر روي سردرِ يكي از دروازه هاي كاخ الحمرا كه به نام «دروازه ي عدالت» مشهور است، زماني نام «الله» حك شده بود؛ آن هم بعد از تسلط مسيحيان برداشته شد و به جايش عكس حضرت مريم نقاشي گرديد كه تا به امروز پابرجاست. 

در مجموع بعد از بيرون راندن مسلمانان از هسپانيا، در اواخر قرن پانزدهم ميلادي، تاجايي كه امكان داشت، اسلام زدايي از چهره ي بناها در سراسر ولايت مسلمان نشين اندلس آغاز گرديد. چنا نچه هنگام بازديد از بناهاي تاريخي اسلامي در سراسر هسپانيا، به وضاحت مي توان دريافت كه آثار هنريي كه فرهنگ اسلامي را به نمايش مي گذاشتند، از سر دروازه ها و ديواره ي تالار قصرها و قلعه ها. تراشيده شده اند و چهره يي بسيار رقت باري به آنها داده اند.

شاعري مسلمان به نام «پيرايه يغمايي» بعد از بازديد از كاخ الحمرا، حسرتش را از روزگاران گذشته چنين بيان مي دارد: 

الحمرا، چه شكوهمندانه

غم انگيز بود

انسان ها سنگ بودند

پيشاني ابري ام را،

به پيشاني سنگ ها تكيه دادم،

و گريستم

باهم گريستيم،

< انسلمو تو و من>(Anselomo) 

سيويل (اشبيله) و كوردوبا (قرطبه))

يكي از شهرهاي بسيار مهم دوران حاكميت مسلمانان در هسپانيا. شهر سيويل (Seville)  است كه در منابع عربي و اسلامي آن را به نام (اشبيله) ياد كرده اند. اين شهر پايتخت ولايت اندلس بوده است و آثار تاريخي فراوان به جاي مانده، گواه ارزش و اهميت سيويل مي باشد كه تا به امروز يكي از جاذبه هاي توريستي هسپانيا به شمار مي آيد. برطبق گفته ي يكي ا ز افغان هاي مقيم هسپانيا مراكز اسلامي و مساجد هنوز هم در اين شهر، فعال بوده و مسلمانان هسپانيايي و مهاجران مسلمان، شعاير و عنعنات دين مبين اسلام را برجاي مي آورند. 

شهر كوردوبا كه در عربي به آن (قرطبه) مي گويند يكي ديگر از پايگاه هاي مهم مسلمانان بوده كه آثار تاريخي به جاي مانده از دوران عظمت و شكوه معماري اسلامي و تاريخي شهرت فراواني دارد. 

تنگه ي جبل الطارق (Gibratar)

  آخرين شهر مرزي در جنوب هسپانيا طاريف  (Tariff) نام دارد كه برگرفته از نام طارق بن زياد سردار اسلام است. تنگه ي جبل الطارق در اين شهر موقعيت دارد. شهر طاريف داراي ساختمان هاي بسيار قديمي و كوچه هاي بسيار تنگ و باريك مي باشد كه قرن ها از عمر آن ها مي گذرد. 

سيزده قرن پيش از امنروز، طارق ابن زياد-اولين سردار اسلام- با سپاهيان وارد شهر طاريف گرديد و در كنار كوهي لنگر انداخت كه بعداً به ياد بودش آن را «جبل الطارق» ناميدند. تنگه ي آبي كه چهارده كيلومتر طول دارد، مرز ميان اروپا و افريقا مي باشد. در آن طرف دريا در فاصله ي چهارده كيلومتري، كشور مراكش قرار گرفته است كه شمالي ترين كشور افريقايي است. تنگه، هم چنان محل تلاقي بحيره ي مديترانه و اقيانوس اطلس مي باشد و محل اختلاط آب شور و شيرين. 

در شهر طاريف آژانس هاي توريستي جهانگردان را با كشتي به گشت و گذار در داخل تنگه ي آبي مي برند كه حدوداً دو ساعت را در بر مي گيرد. در قسمتي از اين تنگه ي آبي، دلفين ها، به شكل گروهي در عقب كشتي به جست و خيز مي پردازند كه منظره يي جالب را درچشم جهانگردان مي آفرينند. اين عمليات را به نام «رقص دلفين ها» ياد مي كنند. 

مادريد: شهر تاريخي

مادريد، پايتخت هسپانيا- و يكي از كهن ترين و تاريخي ترين شهرهاي اروپاست. چنين به نظر مي رسد كه اين شهر از جنگ هاي منطقوي و جهاني آسيبي نپذيرفته است. مادريد مجموعه يي است از بناهاي زيباي تاريخي، پارك هاي وسيع و قصرهاي باشكوه كه بيننده را به ياد شهرهاي پاريس و روم مي اندازد. 

نكته يي جالب كه نظرم را جلب كرد، اين بود كه مقامات شهرداري مادريد، هوشيارانه و مدبرانه اجازه نداده اند كه دركنار آن بناهاي با عظمت تاريخي، آسمان خراش هاي مدرن ساخته شوند، تا چهره ي تاريخي- فرهنگي مادريد هم چنان يك دست بماند. زيرا ديده شده است كه ايجاد ساختمان هاي مدرن در پهلوي عمارت هاي قديمي به وصله يي ناجور مي مانند كه چهره ي يك شهر را زشت و كريه مي سازند. نمونه ي زنده چنينين ناهماهنگي هايي ساختمان هاي بلند و گاه شيشه يي در شهر كابل است كه در كنار خرابه ها، آباد گرديده اند كه مناظر نامتناسب و ناهماهنگ را به وجود آودره اند.

درمادريد، آثار فرهنگ اسلامي به چشم نمي خورد و يا شايد من نتوانستم پيداي شان كنم. شهر، يك پارچه چهره ي اروپايي دارد و فرهنگ حاكم بر آن برخاسته از آيين مسيحيت است. يكي از جاذبه هاي اين شهر، قصر خوان كارولس پادشاه هسپانياست كه در فصل تابستان، براي يكي دو ماه بخشي از آن براي بازديد جهانگردان باز است. تالارهاي مجلل اين قصر، با تزيينات عالي هنر نقاشي، پرده هاي زربفت، اثاثيه ي گران قيمت اوج جلال و شكوه اشرافيت شاهان را در چشم بينندگان به نمايش مي گذارد.

 

( ادامه دارد)