افغان موج   

عکس جنازه کودکی درساحل دریا مثل بعضی صحنه های متاثر کننده دیگر صدایش بلندتر شنیده شد . چنین صحنه ای جدید یا عجیب نیست ، بلکه روزانه در خاورمیانه اتفاق میافتد ، ولی به دلایلی فقط بعضی موارد صدایش بلند میشود ! صدای هزاران زندانی و آواره یا پناهجوی خسته از جنگ ! اما این تکان جهانی هم ظاهرا راهی به تغییر نخواهد برد . به گزارش یورونیوز روز پنجشنبه، نیروهای پلیس مجارستان تلاش کردند تا با توقف قطار، پناهجویان را پیاده کنند . پلیس در تلاش است تا به زور این افراد را به اردوگاه مهاجران غیرقانونی ببرد. از شهر نویت سنت یانوش، در میان راه بوداپست و وین هم خبر می رسد تعدادی از پناهجویان در اعتراض به تلاش پلیس برای انتقال آنها به اردوگاه دست به اعتصاب غذا زده اند .گفته می شود یک پناهجوی پاکستانی نیز حین فرار از دست پلیس در ایستگاه بیچکه کشته شد .پلیس جمهوری چک هم روز پنجشنبه اعلام کرد شماره گذاری بر روی بازوی مهاجران دستگیر شده در شهر مرزی بریسلاو را متوقف کرده است . این اقدام جنجال برانگیز که یاد آورعملکردی مشابه در اردوگاههای نازی است با انتقاد شدید کنشگران واتحادیه مدافعان حقوق بشر جمهوری چک مواجه شد.

همزمان پناهجویان با ابتکاری جدید ، مسیری دیگر را از طریق روسیه و نروژ به سمت اروپا افتتاح کردند . دولتهای مختلف ظاهرا فقط خیلی متاسف میشوند و همزمان همان سیاست را باز هم ادامه میدهند . تصاویر و صحنه هایی که متاثرکننده است و اشگ آدم را درمیآورد ، مثل نگاه آقا سلطان که همزمان کاخ سفید هم متاثر شد و هم برای قاتل نامه فدایت شوم مینوشت . بین آن تاثر و تاسف شفاهی و سیاست عملی مخرب تفاوتی هست ،  تجاوز به زندانیان کهریزک و ابوغریب ، قتل عام زندانیان سیاسی و بی سلاح ، قتل عام آوارگان فلسطینی..اما هیچکدام از این تکانهای جهانی راه به تغییر سیاستی نمیبرد . تمامی این صحنه های تکان دهنده محصول یک سیاست جهانی است ! هر تکانی که عملا راه به تغییرات ملموس نبرد، فقط یک تیترمنحرف کننده است. تیترهای پهن کردن فرش سرخ برای جنازه ها ، چقدر برای زنده ها عملا تغییرات مثبت ایجاد میکند ؟

نکته بعدی مربوط به جواب احمد شاملو است به بعضی روشنفکران ! محمود دولت آبادی مدتی پیش گفته بود : چون خیلی گرسنه هستم ، هم ظریف می خواهم هم قاسم سلیمانی....

جواب شاملو به محمود دولت آبادی از دنیای باقی همین امروز رسید : تو چه بی شرمی اگر فانوس عمرت را به رسوایی نیاویزی ، بر بلندای کاج خشک کوچه بن بست....

نکته بعدی مربوط است به جان کری، وزیر امور خارجۀ آمریکا که ابراز اطمینان کرد کشورهای خاورمیانه در آینده برای سرکوب "داعش" از نیروی زمینی استفاده کنند. قرار است اعزام نیروی زمینی برای سرکوب قوای "دولت اسلامی" در سوریه در پایان ماه سپتامبر در شورای امنیت سازمان ملل مورد بررسی قرار بگیرد. وزیر امور خارجۀ آمریکا که این مطلب را در گفتگو با شبکۀ تلویزیون آمریکایی "سی ان ان" ایراد کرد همچنین تأکید نمود که برای از میان بردن گروه "داعش" اعزام نیروی زمینی به سوریه توسط کشورهای همسایه ضروری است . با این حال، وزیر امور خارجۀ آمریکا با استناد به سخنان رییس جمهوری آمریکا گفت: ایالات متحد آمریکا در چنین معادله ای شرکت نخواهد کرد، یعنی برای سرکوب "داعش" نیروی نظامی در سوریه پیاده نخواهد کرد. ( اصلا چه معنی داره که تا وقتی داعش هست ، آمریکا نیروی زمینی وارد کنه ؟ ) ضمن اینکه حضرت پوتین هم اعلام کرده ، اسد آماده تقسیم قدرت با 'اپوزیسیون سالم' سوریه است !


نکته بعدی : معاون وزارت خارجه حکومت اسلامی ایران دوباره گفته است که موضوع مهم برای رفت و آمد به ایران، داشتن گذرنامه ایرانی است که مهر ورود و خروج خواهد خورد. وی در عین حال اظهار داشته که برای ورود به کشور هر مدرک احراز هویت و تایید تابعیت فرد که نشان دهد او ایرانی است و از فارسی‌زبانان کشور دیگری نیست، کافی است. قشقاوی تاکید کرده که دولت توجل ویژه‌ای به ایرانیان مقیم خارج دارد و افزوده است: جون مامانم اینا حالا دیگه برگردید ! "بین شش یا هفت میلیون ایرانی در خارج از کشور هستند و به ویژه به هموطنان مقیم آمریکای پولدار تاکید کرده‌ایم که شما را یک پل بزرگی بین دو فرهنگ و دو تمدن می‌دانیم و این دسته از هموطنان ما می‌توانند به خوبی نقش این پل بزرگ را در ارتباط فرهنگی و انسانی با کشورهای مقیم ایفا کنند...."

این تکرار یا تاکید مجدد حکومت یعنی اینکه ، میلیونها هموطن پولدار به فراخوانهای قبلی حکومت اسلامی جهت بازگشت به وطن فقط عملا گفته اند زرشک، و به صنعت پل سازی اسلامی علاقه ای ندارند ! هموطن پولدار وغیر سیاسی هم جهت حفظ منافع و پول خودش ، شاخصهای سیاسی دارد و مطمئن است که رشد اقتصادی ، ریشه در ثبات سیاسی دارد و ثبات سیاسی شاخصهای اجتماعی دارد ، شاخصهای اجتماعی هم اساسا در تضاد مطلق با انواع مانورهای امنیتی در شهرهای بزرگ است. حلوا درست کردن با دهان یا حرف مفت زدن و ماهی یک بار اصرار کردن برای بازگشت هموطن....در حالی که فضای تمام جامعه را با انواع مانور هر روز نظامی تر و امنیتی تر میکنند جهت سرکوبها ! هیچ هموطن پولداری مغزش را خر گاز نزده تا بیاید زیر چتر سرنیزه سرمایه گذاری کند . نتیجه ساده است ، تمام هموطنان سیاسی و غیر سیاسی هم نگاهشان به تغییرات عملی اجتماعی است و نه حرف مفت !

سالها پیش داستانی طنز از عزیز نسین خواندم که خلاصه اش را بازنویسی میکنم . در روزگاران قدیم تعدادی از کشورها تصمیم گرفتند تا درترکیه آن زمان سرمایه گذاری کنند و تیم هایی جهت تحقیقات روانه ترکیه کردند . همزمان دولت وقت ترکیه به تکاپو افتاد تا چیز یا چیزهایی تشویقی جهت سرمایه گذاری مطرح کند ! ولی هرچه گشتند چیزی پیدا نشد . نهایتا تصمیم گرفتند تا نشان دهند پلیس مقتدری دارند . برای این منظور پلیس یا تعدادی دزد وجیب بر حرفه ای قرار داد بست تا دزدان در هرفرصتی جیب هیئت ها را خالی کرده و تمامش را تحویل پلیس دهند و پلیس هم وسائل مسروقه را تماما تحویل هیئت ها بدهند تا ثابت کند پلیس قوی دارند که در 24 ساعت اموال دزدی را پیدا میکند و سالم پس میدهد ! دزدان حرفه ای هم پروژه را به خوبی پیش بردند و حتی به دگمه پیراهن هیئت ها هم رحم نکردند و باقی ماجرا....هیئت ها هم در پایان گزارش دادند که البته پلیس قوی و مقتدر است ، ولی درکشوری که به دگمه پیراهن هم رحم نمیکنند اصلا نمیشود سرمایه گذاری کرد !

پلیس حکومت اسلامی هم البته خیلی قوی است جهت سرکوب . عوامل حکومتی هم از دزدی دگمه به دزدی دکل نفتی جهش تکاملی داشته اند ولی در کشوری که دزدیدن دکل نفتی در روز روشن ثواب هم دارد ، چطوری برای سرمایه گذاری باید اعتماد کرد ؟

 

نکته آخر : ما داشتیم همینطوری از بیابانهای اطراف بغداد رد میشدیم که چشممان به یک اشرف دیگر افتاد و با حیرت قصه رزم و رويش در شهر سنگستان را مدون دیدیم و پرسیدیم که : این ساخت و ساز و رویش در بیابان ، مربوط به استراتژی است یا تاکتیک ؟ یعنی این سازندگان بهشت در بیابان ، مسیر سرنگونی را هموار میکنند ؟ یعنی از نظر فلسفه وجودی هستند برای ساختن بهشت در هر جهنمی ؟ ندا از قرآن آمد که ای گاگول : آنها جمعی هستند که همواره یک هدف مشترک را بطور جدی پی گرفته اند و آن تلاش برای سرنگونی حکومت اسلامی ایران ، که با ساختن انواع بهشت در تمام جهنم عراق محقق میشود ! یعنی ساختن هر بهشتی به استراتژی برمیگردد و پیدا کردن جهنم برای تبدیلش به بهشت ، مربوط به تاکتیک است ! از دیدگاهی صرفأ سیاسی و ربط دادن آن به تشکیلات و استراتژی سازمان مجاهدین که همانا تبدیل جهنم و بیابان به بهشت است....هر وقت تمام جهنم عراق توسط زندانیان مجاهدین طی یک قرن آینده به بهشت تبدیل شد ، این همانا نوید محقق شدن سرنگونی را میدهد بر وزن میرود....!

 

تاریخ انتشار:05.09.2015

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اسماعیل هوشیار