- روند ما برای اجرای این امور متعهد است:

- مبارزه‌ی عملی برای تحقق مو به موی بنیاد‌نامه‌ی مان.

- مبارزه‌ی جدی، پیگر و چندجانبه‌ی موثر برای رهایی کشور، به ویژه سرزمین های اشغالی جغرافیای ما از اشغال پشتون و پاکستان.‌

 

- سعی در جهت مساعد ساختن فضای روشنگری و آزاد اندیشی و آزادگفتاری های نسل های جدید، میانه و کهنِ کابل، شمالی، پروان و کاپیسا از منابع گوناگون بدون حس تعلق.

- مبارزه برضد قدرت تکتباری پشتون و جزیره های قدرت یک قوم خاص زیر نام های مختلف و کوچیگری در مناطق ما و اخراج دایمی آنان از سرزمین های ما.

- شناساندن کوچی پشتون و کوچی سرحدی به مردم که همان پشتون است و با تغییر نام برای گرفتن امتیازات صف بسته اند.

- تعریف کامل و علمی واژه‌ی کوچی که پارسی کامل است و توضیح ‌تاریخچه‌ی کوچیگری پشتون.

- مبارزه‌ی بی امان برای باز پس‌گیری مراتع و علفچر های اجدادی مان از پشتون های ناقل زمان عبدالرحمان تا کنون.

- مبارزه برای راندن ناقلین ‌و کوچی های متوطن شده‌ی جبری در سرزمین های ما.

- مبارزه برای مصادره‌ی تمام اراضی اشغال شده‌ی ما که به هر نامی توسط پشتون غصب شده اند.

- حمایت از پشتون‌هایی که زمین های زراعتی یا جای‌داد های غیر منقول را به رضایت طرفین خریداری کرده و دارای اسناد عرفی و شرعی و گواهان غیر قابل انکار باشند.

- پشتون در جغرافیای ما، زمانی غاصب شمرده نه شده و جای‌دادهای شان محفوظ است که ثابت کند، اراضی را به رویت فرمان های عبدالرحمان، امان‌الله، نادر غدار، محمد گل مهمند، ظاهرشاه عیاش، داود مستبد، نورمحمد ترکی، حفیظ‌الله امین، دکتر نجیب، دور اول و دوم طالبان تروریست، کرزی خاین و غنی‌بابای خاین شان و حالا توسط طالبان تروریست شان غصب نه کرده باشند.

- سعی و تلاش برای همه‌گانی‌سازی و رایگان آموزش و پرورش ‌و خدمات صحی سراسری در جغرافیای ما.


⁃ تلاش برای قانع ساختن دولت های پسا طالبان که ارایه‌ی خدمات صحی در کشور و جغرافیای ما به صورت قطع خصوصی نه خواهد بود و در انحصار دولت‌ها و رایگان شود.

⁃ پذیرش دموکراسی بر پایه‌ی اصول دولت های ملی دموکراتیک و رعایت اصول اسلامی توسط مردم اختیاری و از سوی دولت ها یک اصل می‌باشند. این اختیار به هیچ وجهی قدرت ملاکان، خان‌ها، خواجه‌ها، سیدها، ملاها و‌ قدرت‌مندان زورگوی محلی جغرافیا‌ی ما را شامل نه می‌شوند.

-فئودالیسم در سرزمین های ما مردود است.


⁃ اولویت عمومی، حفظ جغرافیای کنونی کشور مطابق احکام بنیاد‌نامه‌ است.


⁃ حفظ تمامیت ارضی تنها در صورتی برای مردم، پارسی زبانان و تاجیکان کابل‌- شمالی بزرگ ما ارزش دارد که ارزش های برابری تقسیم اراضی و نام‌‌گذاری های سراسری جفرافیایی و رسمی و دارایی افغانستان مطابق به دوره‌های خراسان زمین بوده باشند. در غیر آن تجزیه گزینه‌ی اجباری و زهرنوشی برای اندیشه‌گاه ما است.

-ما در دراز مدت فدرالیسم را به صورت قطع رد می‌کنیم. چون فدرالیسم در کشور ‌درست مانند حکومت های جمهوری های کرزی و غنی خواهد بود و پشتون حرف اول را خواهد زد. دگر زمان حرف اول زدن پشتون ختم شده، اگر صد سال دگر هم توسط حامیان خارجی شان بالای مردم حاکم باشند. در این صورت توسل به مبارزات سیاسی و جبهه‌یی علنی و پارتی‌زانی تا زمان تجزیه اجرا خواهد شد. بلی،حمایت از فدرالیسم را یگانه راه گذار به تجزیه می‌دانیم.


⁃ نام‌گذاری مشترک خراسان- افغانستان برای کشور یکی دیگر از پیمان احتمالی ما با پشتون است.


⁃ عدالت اجتماعی ‌و منافع ملی، مبارزه با فساد، تا زمان تعیین سرنوشت نام و سیاست سیاسی کشور گفته های واهی اند، ما برای به دست آوردن آن تا مرز مبارزه‌‌ی قهر‌آمیز هم پیش‌می‌رویم.


⁃ خراسان- افغانستان هم اکنون میدان نبرد و تهدید تروریسم و خطری برای کشور ما و‌ شهروندان ما و‌ شهروندان جهان است.

-ما هیچ تضمینی برای صلح جهانی از اراضی کنونی کشور نه می‌بینیم. برای از میان بردن این دلهره آمریکا و اروپا و انگلیس را زیر فشار می‌گیریم تا بساط مزدوران شان را از افغانستان برچینند.

-حالا مسئول هر اقدام از خاک کشور بر ضد منافع به ویژه منطقه و جهان از سرزمین اشغالی خراسان، آمریکا و انگلیس،‌ روسیه،‌ چین،‌هند،‌ ایران،‌ پاکستان، عربستان،‌ قطر،‌کشورهای عربی خلیج،‌ اسراییل و اروپا و سازمان های جهانی به شمول سازمان ملل متحد استند. چون مستقیم از ایادی و دست‌نشانده های شان در اکسور ما حمایت می‌کنند.


⁃ ما پاکستان را هرگز به حیث طرف حل منازعه‌ی میهن ما نه دانسته، بل ژاندارم انگلیس می‌دانیمش.

-هیچ بنای گفت‌ومان با پاکستان برای تصمیم‌گیری های کلان منطقه‌یی را حمایت نه می‌کنیم. مگر از حامیان او را.


⁃سطح وابسته‌‌‌گی بازار و بازرگانی با پاکستان در هرشکلی که باشد باید یا متعادل گردد یا نابود شود.


⁃ چون جهان ملت خراسان را نادیده گرفته و ملل عام آن همه از سیاسیون و نظامی های شان حمایت و تاکنون واکنش های اثرگذار برای رهایی کشور ما و مردم آن از شر تروریسم حاکم ساخته شده بر کشور را محکوم راستی و تعیین کننده نه کرده اند. لذا ما نه به صلح و نه به آرامش جهانی احترام نه داریم، تا زمانی که جهانیان درک کنند، ملت خراسان هم انسان های هم‌ مانند آنان و مستحق زیستن در صلح و‌ آرامش اند.
⁃روند ما سازمان جهانی ملل را هرگز مستقل نه می‌داند و هیچ باوری به آن نه دارد. در برخورد های ما آن را بادرک عوام‌فریبی اش از آن یاد خواهد کرد. می‌داند که سازمان ملل یعنی آمریکا و انگلیس.

-آرمان ‌نامه‌ی ما، منطبق به شرایط ام‌روزی کشور ما همین است. ما مرام‌نامه‌ی طویلی نه داریم که در صفحات نه گنجند.

-آرمان نامه‌ی ما،‌ محتوای دروغین نه داشته و‌ آرزو داریم تا گفتار ها و عمل‌کرد‌های مقابل داخلی و خارجی ما هم عاری از دروغ و ‌نیرنگ باشند.

 این آرمان نامه‌‌ی ماست که با پیوست های آن پیش‌کش شما عزیزان گردید.  اگر واقعاً مبارزه برای کابل و شمالی بزرگ ‌و تثبیت جای‌گاه حیاتی آنان می‌اندیشید،‌ محافظه‌کاری و بی‌تفاوتی نه کرده و بدون تشویش و هراس گام بردارید. جغرافیای ما و شما کلید موفقیت و عبور برای قدرت یا ناکامی قدرت است، پس اهمیت آن و صلاحیت خود را درک کنیم.

 

                                                        پیروز باشید.


 

                                                  محمدعثمان نجیب

                 رئیس موقت روند مردمی و تاجیکان کابل-شمالی بزرگ T-KPK